جئون جونگکوک یکی از بهترین ورزشکارهای کره جنوبی بود؛ قفسههای خونهش پر شده بود از کاپها و مدالهایی که قدرتش رو موقع مسابقه دادن تایید میکردن... بعد از اونهمه موفقیت، هدفِ اصلیش روی مسابقات انفرادی قهرمانی آسیا قفل شده بود، اما غرور و کمالگراییش کلکِ تکتک مربیهایی رو که سعی کرده بودن بهش درس بدن یا کمکش کنن کنده بود! جونگکوک متنفر بود از اینکه از کسی اطاعت کنه یا غلطگیری بشه. کیم سوکجین با وجود سنِ کمش، یکی از پرطرفدارترین مربیهای شنا به حساب میاومد. بعد از یه مصدومیتِ فاجعهبارِ شونه که بد درمان شده بود و باعث شد سالها پیش المپیک رو از دست بده، از استخرها فاصله گرفت تا به بقیه کمک کنه به رویاهایی برسن که خودش نتونسته بود واقعیشون کنه. وقتی برای مربیگریِ جئون باهاش تماس گرفتن، ذرهای تردید به خودش راه نداد؛ قطعاً میخواست حمایت و تجربهش رو در اختیار اون پسرِ فوقالعاده و پرقدرت بذاره. حیف که هیچکس بهش درباره اخلاقِ خودخواه و مغرور پسر هشدار نداده بود! مربیگریِ اون بزرگترین چالشِ زندگیش میشد، اما راستش جین همیشه عاشقِ کارهای سخت بود... 𓇼 ⋆。°✩ 𓆝 🏊🏻♂️ 𓆟 ✩°。⋆ 𓇼
Más detalles