Story cover for 𝐁𝐢𝐠𝐡𝐢𝐭 by FK_Spoiler
𝐁𝐢𝐠𝐡𝐢𝐭
  • WpView
    Reads 38,157
  • WpVote
    Votes 5,547
  • WpPart
    Parts 53
  • WpView
    Reads 38,157
  • WpVote
    Votes 5,547
  • WpPart
    Parts 53
Complete, First published Apr 20, 2021
درست موقعی که قرار بود چیزی درباره اهنگها اسپویل کنن از پشت کادر یکی از استف ها دست تکون داد و بهشون گفت لایو رو متوقف کنن، کمی بعد لایو رو قطع کردن و دوربین هارو خاموش کردن... 
اعضا متعجب از جاشو بلند شدن و گفتن:
-چی شده؟ 

همون لحظه پی دی نیم وارد اتاق شد و با عصبانیت گفت:
-بعضی از اهنگهای البوم زودتر پخش شدن.


➷ 𝙱𝚘𝚢 × 𝚐𝚒𝚛𝚕
➷ 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎 : 𝙳𝚛𝚊𝚖𝚊 , 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎, 𝚜𝚖𝚞𝚝


 وضعیت: پایان یافته✎
『#FK』


 ✿𝟹𝟶/𝟶𝟺/𝟸𝟶𝟸𝟷
All Rights Reserved
Sign up to add 𝐁𝐢𝐠𝐡𝐢𝐭 to your library and receive updates
or
#1jennie
Content Guidelines
You may also like
𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝒆𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆  by rosali_na
41 parts Ongoing
زمانی بود که خوناشام هارو فقط داخل کتاب های تخیلی و افسانه ای میشد جست و جو کرد و اما کی باورش میشد روزی تمام مردم تحت سلطه ی خوناشام ها قرار بگیرن؟ خوناشام هایی که بعد از نابودی زمین و انقراض بسیاری از انسان ها و موجودات، به فکر تشکیل یک امپراتوری افتادند و حالا...در جهانی که انسان ها درون دیوار های عظیم امپراتوری زندانی، و خوناشام ها پادشاهی میکنند چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟...قرن ها از نابودی زمین گذشته و دختری که نفرت خودش از خوناشام هارو همه جا با خود حمل میکنه، در نهایت مجبور به انتخاب میشه...عشق یا نفرت؟!! کدوم یک پیروز این جنگ ویرانگر خواهد بود؟ آیا اسرار پنهان این بازی به انتخاب نهایی کمکی خواهد کرد؟ و در آخر چه کسی از پایان این داستان آگاه خواهد بود؟ ︶꒷꒦︶ ꒦꒷꒷꒦ ︶꒷꒦꒷︶ نام فیکشن: امپراتوری خونین ژانر:خوناشامی، مدرسه ای، ارباب برده ای، عاشقانه، لیتل اسمات، فانتزی، تخیلی کاپل اصلی: تهنی کاپل های فرعی: جینسو، رزمین، سکرت ︶꒷꒦︶ ꒦꒷꒷꒦
𝐀𝐌𝐄 𝐒𝐎𝐄𝐔𝐑-[استریت] by HYGGEAYSU
17 parts Ongoing
خلاصه:یوری،دختری ساده و مشتاق... نویسنده ای که از دوران کودکی عاشق اون جوهرهای مشکی رنگ و کاغذهای سفید رنگی بود که درون خودشون داستان های متفاوتی رو جا داده بودن... داستان هایی از دل افسانه ها و واقعیت ها... اونقدری غرق زلالیه دریای کلمات شد که نفهمید روح گمشدش کی به زمان سفر کرد و وقتی چشم باز کرد در برابر شاهزاده تاریکی یعنی نیمه وجودش حضور داشت... مردی تاریک به وسعت نا وسعتی ها... اما کی میدونه که یوری قصه ما قراره چطور دریای لطافتش رو به این تاریکی هدیه بده و شاهزاده تاریکی رو بیدار کنه؟... اون چشم های تیز و برنده حاضر به تسلیم خواهند شد؟... شما رو نمیدونم اما من خیلی دلم میخواد توی داستان یوری قدم بزنم و جواب سوالام رو پیدا کنم... ••• دارای تیزر...برای دیدن تیزر فیکشن به چنل دیلی من سر بزنید⁦^⁠_⁠^⁩ فن فیکشن بی تی اس نویسنده:آیسو نام فیکشن:[𝐀𝐌𝐄 𝐒𝐎𝐄𝐔𝐑]-ام سوئخ معنی:نیمه گمشده (زبان فرانسوی) چنل تلگرام: @hyggeaysu تایم آپ: نامشخص ژانر:فانتزی/سفر در زمان/تاریخی/رمنس/اسمات/معمایی/انگست کاپل:استریت(رابطه دو جنس مخالف)[مین یونگی-هان یوری]
you made me again  by NedaAhmadi
69 parts Complete
‍ ‍ ‌‍ ‍ فیک 💙 #تو_منو_دوباره_ساختی💙 💛نویسنده: ندا 💛 @nedakyu ❤️ژانر : عاشقانه و غمگین و کمی طنز...❤️ 🔷کاراکترهای اصلی: 🔸جین (بی تی اس) 🔹جیمین (بی تی اس ) 🔸جیهوپ (بی تی اس ) 🔹ته هیونگ (بی تی اس ) 🔸کیم سه رون (بازیگر ) 🔹جیسو (بلک پینک) 🔸یورا ( گلرز دی ) 🔹سوهی (آی او آی ) ........ خلاصه: همه چیز درست از لحظه ای شروع میشه که جین میفهمه یه خواهر داره و اونو همراه خودش به خونه میاره و درگیری های زیادی بین خواهر و برادرش و دوستش به وجود میاد . درگیری هایی که زندگیشون و تغییر میده و باعث خلل بین رابطه ها میشه .. اما عایا می تونن این خلل و از بین ببرن ؟ میتونن رابطه هاشون و مثل اول بکنن ؟ میتونن بیخیال اتفاقاتی که افتاده بشن ؟ .... -هیونگ این عروسک زشت کیه با خودت آوردی خونه ؟ جین نگاهشو به چشمای کنجکاو جیمین دوخت . -خواهرمه . اخمی کرد و با جدیت گفت : -و تو باهاش درست صحبت کن . .... باتعجب و چشمای گرد شده نگاهشو به اون دو تا که موهای همدیگه رو با تمام توان میکشیدن دوخت و صداشو تا حد ممکن بالا برد . -اینجا چه خبره ؟ هر دو شون با صدای داد از جا پریدن و با وحشت به جین که بالای سرشون با اخم ایستاده بود خیره شدند. .... #you_made_me_again .....
You may also like
Slide 1 of 10
Hater cover
𝒃𝒍𝒐𝒐𝒅𝒚 𝒆𝒎𝒑𝒊𝒓𝒆  cover
𝗟𝗮𝘀𝘁 𝗰𝗵𝗮𝗻𝗰𝗲 cover
she is back cover
toxic love ~ jirose  cover
His To Ruin | KookV cover
you should know🐇 cover
��𝐀𝐌𝐄 𝐒𝐎𝐄𝐔𝐑-[استریت] cover
you made me again  cover
 معرفی فیکشن cover

Hater

19 parts Ongoing

با عصبانیت بلند شد و درحالی که منیجرش و بادیگاردش گرفته بودنش فریاد کشید: - میکشمت دختره‌ی فضول وحشی. نیشخندی زدم و درحالی که انگشت وسط دوست داشتنیم رو نشونش میدادم گفتم: - فاک یو سِکیا. دستم محکم کشیده شده و منیجرم با تعجب و ترس فریاد کشید: - چند ساعت پیشت نبودم، این چه گندیه که بالا اوردی؟ دستم رو از توی دست‌هاش بیرون کشیدم و درحالی که تلو تلو میخوردم جیغ زدم: - تقصیر من نیست اون عوضی... ادامه‌ی حرفم با دستی که جلوی دهنم رو گرفت، قطع شد. جونگکوک با صدایی که از خشم زیاد بم شده بود آروم زمزمه کرد: - جرعت داری از اون اتفاق حرف بزن، تا ببین چیکارت میکنم دختره‌ی وحشی! نفس عمیقی کشیدم و با اون پایی که کفش داشت محکم روی پنجه‌ی پاش کوبیدم، آخی از درد گفت و من رو روی زمین پرت کرد. write by: maya