Basorexia | VKook

Basorexia | VKook

  • WpView
    Reads 3,583
  • WpVote
    Votes 270
  • WpPart
    Parts 11
WpMetadataReadComplete Sat, Mar 19, 2022
⇤بهار و زمستان در لابه‌لای نفس‌های تابستان خفه شدن و راه رهایی رو در دنیای فراموش‌شده حبس کردن. اسیر شدن در آغوش گذشته‌ای که تنها مردی رو صدا می‌زد که دست‌هاش بوی انگور می‌داد و موهاش، درخت پرتقال رنگین رو نقاشی می‌کرد. کیم تهیونگ، پزشکی با لباس‌های سفید در شهر بزرگ و سرد سئول، به مردم خسته‌ی شهر خدمت می‌کرد، و آفتاب رو با چشم‌های سرخ از بی‌خوابیش، طلوع می‌کرد. مردی که هیچ‌وقت نخ قرمز قلبش رو پاره نکرد، اما منتظر معشوقه‌ی شهر گمشده‌ش هم نموند، و حالا، با مردی ملاقات می‌کنه که چشم‌هاش همون آفتابی هست که بین مردمک چشم‌های خودش نفس می‌کشن، پوستی به لطافت پَر و دنیایی فراموش شده داره. دنیایی که تنها پزشک رو دلتنگ بوسه‌های نرمش می‌کنه... اما چی می‌شه در این بین موش‌های کوری باشن که سعی دارن با دندان‌های تیزشون نخ قرمز وصل شده به دست‌هاشون رو ببرن و برای همیشه در چاله‌ی احساسات اسیر بشن؟ Genre: romance, medical drama, drama Couple: VKook Writer: moonlarjk
All Rights Reserved
#174
drama
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Under the skin
  • Piano
  • Pandora′s box | kookv
  • Berry | KookV
  • خون آشام من | 🍇🍷My Vampir
  • الذكريات  الابتدائي .............<_>المدرسية 💔
  • 𝙲𝙻𝙸𝙲𝙷𝙴⚣︎
  • Dance with Vampire
  • ⚫𝐋'𝐀𝐔𝐓𝐑𝐄 𝐌𝐎𝐍𝐃𝐄⚫
  • Marin

couple:Vkook Genre:BDSM.smut هیچ کس نمی‌دونست... آیدلی که در یک سال اخیر کل صنعت کی‌پاپ را در مشت داشت و نفوذی بی‌رقیب، چرا اینقدر به نیویورک سفر می‌کرد؟ سفرهایی در سکوت کامل... اما حقیقت؟ این سفرها نه برای تجارت، نه برای ملاقات دوستان، بلکه برای رها کردن جونگ کوک در قفسی بود که کیم تهیونگ ساخته بود،قفسی که هم محافظش بود، هم مسیرش را محدود می‌کرد. تهیونگ، با چشمانی که همه چیز را می‌دید، جونگ کوک را هدایت می‌کرد؛ گاهی در قفس میکشید ، گاهی او را به پرواز در می آورد و آزادی و شکوفایی‌اش را رقم می‌زد.

More details
WpActionLinkContent Guidelines