Story cover for Basorexia | VKook by moonlarjk
Basorexia | VKook
  • WpView
    LETTURE 3,563
  • WpVote
    Voti 270
  • WpPart
    Parti 11
  • WpView
    LETTURE 3,563
  • WpVote
    Voti 270
  • WpPart
    Parti 11
Completa, pubblicata il apr 22, 2021
⇤بهار و زمستان در لابه‌لای نفس‌های تابستان خفه شدن و راه رهایی رو در دنیای فراموش‌شده حبس کردن. اسیر شدن در آغوش گذشته‌ای که تنها مردی رو صدا می‌زد که دست‌هاش بوی انگور می‌داد و موهاش، درخت پرتقال رنگین رو نقاشی می‌کرد. 
کیم تهیونگ، پزشکی با لباس‌های سفید در شهر بزرگ و سرد سئول، به مردم خسته‌ی شهر خدمت می‌کرد، و آفتاب رو با چشم‌های سرخ از بی‌خوابیش، طلوع می‌کرد. مردی که هیچ‌وقت نخ قرمز قلبش رو پاره نکرد، اما منتظر معشوقه‌ی شهر گمشده‌ش هم نموند، 
و حالا، با مردی ملاقات می‌کنه که چشم‌هاش همون آفتابی هست که بین مردمک چشم‌های خودش نفس می‌کشن، پوستی به لطافت پَر و دنیایی فراموش شده داره. دنیایی که تنها پزشک رو دلتنگ بوسه‌های نرمش می‌کنه... اما چی می‌شه در این بین موش‌های کوری باشن که سعی دارن با دندان‌های تیزشون نخ قرمز وصل شده به دست‌هاشون رو ببرن و برای همیشه در چاله‌ی احساسات اسیر بشن؟


Genre: romance, medical drama, drama 
Couple: VKook 
Writer: moonlarjk
Tutti i diritti riservati
Iscriviti per aggiungere Basorexia | VKook alla tua Biblioteca e ricevere tutti gli aggiornamenti
oppure
#724vkook
Linee guida sui contenuti
Potrebbe anche piacerti
Revenge or interest? di kopqiwhuwiwih
4 parti In corso
Revenge or interest ازدواج تنها راه صلح اون دو خانواده بود . امگایی که بخاطر گذشته ی پدرش مجبور به ازدواج با الفایی که عاشقش نبود و رسوایی که حقش نبود شد . همه چیز اینجا تموم نشد وقتی که همه فکر میکردن با ازدواج گذشته فراموش میشه! درحالی که گذشته هر روز براشون تکرار میشده و امگای رسوا بیشتر قربانی این ازدواج می‌شد . ******************************* _ زندگی من ، امگای من ، همه چیز من به خودم ربط داره صد بار گفتم بازم میگم پسر جئون الان امگای منه اونجور که باید تقاص گناه پدرشو داد بقیش دیگه به هیچکس ربط نداره _ بهت گفته بودم فکر دور زدنمو از سرت بنداز بيرون فکر کردم تو این زندگی سگی موندگارت کردم ، اما انگار تا بچه نیاریم هوس رفتن از سرت نمیوفته _ من هیولا نیستم جونگکوک ، از من نترس هرکاری کرد‌م مقصرش شما بودید چه اون روز توی قبرستون چه امروز تو این اتاق ... + داداشت ابروی منو برد اذیتم کرد ، چندین و چندبار کارم به دکتر کشید + اما روی تخت عقایدش فرق می‌کرد دستاش بی رحم می‌شد اون ... اون دیوونست تعادل نداره خیلی از کاراش منو میترسونه ،‌ هنوزم ازش میترسم ! restore to vkook couple ✨️ couples: yoonmin and anothers Jener: omegaverse , moreg , dark romance ‌
Potrebbe anche piacerti
Slide 1 of 9
His Queen [vkook,translate] cover
𝗟𝗲𝗣𝗨𝗦 cover
Amygdala  cover
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» cover
Revenge or interest? cover
twelfth dimension cover
 silent eyes/KOOKV/VKOOK cover
توت فرنگی کوچولو  cover
Under the skin  cover

His Queen [vkook,translate]

32 parti Completa

پایان یافته -------------------- "ان-انقدر به من نگو پ-پرنسس! من پرنسس نیستم!" "راست میگی بیبی. تو پرنسس نیستی. چطور میتونی پرنسس باشی وقتی قراره ملکه من بشی، درسته؟" -------------------- [داستانی درباره جئون جونگکوک هایبرید که موقع خودکشی در آغوش پادشاه شیاطین کیم تهیونگ میافتد. چیزی که انتظارش رو نداره اینه که پادشاه شیاطین عاشقش میشه و اونو ملکه خودش می‌نامد.] -------------------- Writer: yyyuehyyyie Translator: Pablo -------------------- مترجم: پابلو