Story cover for Basorexia | VKook by moonlarjk
Basorexia | VKook
  • WpView
    Reads 3,567
  • WpVote
    Votes 270
  • WpPart
    Parts 11
  • WpView
    Reads 3,567
  • WpVote
    Votes 270
  • WpPart
    Parts 11
Complete, First published Apr 22, 2021
⇤بهار و زمستان در لابه‌لای نفس‌های تابستان خفه شدن و راه رهایی رو در دنیای فراموش‌شده حبس کردن. اسیر شدن در آغوش گذشته‌ای که تنها مردی رو صدا می‌زد که دست‌هاش بوی انگور می‌داد و موهاش، درخت پرتقال رنگین رو نقاشی می‌کرد. 
کیم تهیونگ، پزشکی با لباس‌های سفید در شهر بزرگ و سرد سئول، به مردم خسته‌ی شهر خدمت می‌کرد، و آفتاب رو با چشم‌های سرخ از بی‌خوابیش، طلوع می‌کرد. مردی که هیچ‌وقت نخ قرمز قلبش رو پاره نکرد، اما منتظر معشوقه‌ی شهر گمشده‌ش هم نموند، 
و حالا، با مردی ملاقات می‌کنه که چشم‌هاش همون آفتابی هست که بین مردمک چشم‌های خودش نفس می‌کشن، پوستی به لطافت پَر و دنیایی فراموش شده داره. دنیایی که تنها پزشک رو دلتنگ بوسه‌های نرمش می‌کنه... اما چی می‌شه در این بین موش‌های کوری باشن که سعی دارن با دندان‌های تیزشون نخ قرمز وصل شده به دست‌هاشون رو ببرن و برای همیشه در چاله‌ی احساسات اسیر بشن؟


Genre: romance, medical drama, drama 
Couple: VKook 
Writer: moonlarjk
All Rights Reserved
Sign up to add Basorexia | VKook to your library and receive updates
or
#216fanfic
Content Guidelines
You may also like
Revenge or interest? by kopqiwhuwiwih
4 parts Ongoing
Revenge or interest ازدواج تنها راه صلح اون دو خانواده بود . امگایی که بخاطر گذشته ی پدرش مجبور به ازدواج با الفایی که عاشقش نبود و رسوایی که حقش نبود شد . همه چیز اینجا تموم نشد وقتی که همه فکر میکردن با ازدواج گذشته فراموش میشه! درحالی که گذشته هر روز براشون تکرار میشده و امگای رسوا بیشتر قربانی این ازدواج می‌شد . ******************************* _ زندگی من ، امگای من ، همه چیز من به خودم ربط داره صد بار گفتم بازم میگم پسر جئون الان امگای منه اونجور که باید تقاص گناه پدرشو داد بقیش دیگه به هیچکس ربط نداره _ بهت گفته بودم فکر دور زدنمو از سرت بنداز بيرون فکر کردم تو این زندگی سگی موندگارت کردم ، اما انگار تا بچه نیاریم هوس رفتن از سرت نمیوفته _ من هیولا نیستم جونگکوک ، از من نترس هرکاری کرد‌م مقصرش شما بودید چه اون روز توی قبرستون چه امروز تو این اتاق ... + داداشت ابروی منو برد اذیتم کرد ، چندین و چندبار کارم به دکتر کشید + اما روی تخت عقایدش فرق می‌کرد دستاش بی رحم می‌شد اون ... اون دیوونست تعادل نداره خیلی از کاراش منو میترسونه ،‌ هنوزم ازش میترسم ! restore to vkook couple ✨️ couples: yoonmin and anothers Jener: omegaverse , moreg , dark romance ‌
You may also like
Slide 1 of 9
twelfth dimension cover
Revenge or interest? cover
توت فرنگی کوچولو  cover
𝗟𝗲𝗣𝗨𝗦 cover
Under the skin  cover
 silent eyes/KOOKV/VKOOK cover
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» cover
His Queen [vkook,translate] cover
Amygdala  cover

twelfth dimension

129 parts Ongoing

بُعدِ دَوازدَهُم ________________________ "صدای اوپنج موج داشت. موجT،S،R،Q،P... امواجی که کاملا تصادفی، به نام امواج یک نوار قلب نامیده شدند. شاید زیاد هم بی ربط نبود. امواج صدای تهیونگ به نام امواج ضربان های قلب کوکی نام گرفته بود. موجPصدای تهیونگ بود که راه را برای موجQقلب کوکی باز میکرد. " _________________________ کاپل اصلی: ویکوک ژانر: علمی تخیلی، فانتزی، رومنس، فلاف شروع آپ: 24 اکتبر 2019 پایان آپ: ... #1 in fanfiction #1 in fanfic #1 in fiction #1 in rm #1 in sciencefiction #1 in نامجین #1 in تهیونگ #1 in جونگکوک #1 in نامجون #1 in هوسوک #1 in جین #1 in جیمین #1 in یونگی