saudade | Vkook

saudade | Vkook

  • WpView
    Reads 17,859
  • WpVote
    Votes 3,976
  • WpPart
    Parts 34
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, Sep 1, 2021
تهیونگ صداهای عجیبی می‌شنوه. صدایی که با ناله ازش میخواد که نجاتش بده. اما جالب اینجاست که هیچکس به جز تهیونگ، اون صداهارو نمیشنوه... هفت پسری که هر کدوم به دلیلی توی دنیای عجیبی گیر افتادن. دنیایی که برای خارج شدن ازش، باید نتیجه‌ی بازی رو عوض کنن. *برای رسیدن به اصل داستان، کمی صبور باشین* کاپل : ویکوک - سکرت ژانر : فانتزی | رومنس | کمدی | اسمات - با حضور افتخاری(😂) خون‌آشام ها، نیروهای جادویی، شیاطین، خدایان و فرشته ها.
All Rights Reserved
#316
vkook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • womb of oblivion
  • هل سيعود كل شي...؟
  • Daddy And Little Girl
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • The miracle of birth
  • CHROMANDA | VKOOK
  • ~Where's My Angel❄
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • گـــەوهــەرە بـ�ـەنـــرخــەکــەم
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines