Story cover for saudade | Vkook by _SaeVa_
saudade | Vkook
  • WpView
    Reads 17,764
  • WpVote
    Votes 3,976
  • WpPart
    Parts 34
  • WpView
    Reads 17,764
  • WpVote
    Votes 3,976
  • WpPart
    Parts 34
Ongoing, First published Apr 22, 2021
تهیونگ صداهای عجیبی می‌شنوه. صدایی که با ناله ازش میخواد که نجاتش بده. اما جالب اینجاست که هیچکس به جز تهیونگ، اون صداهارو نمیشنوه... 
  
  
  هفت پسری که هر کدوم به دلیلی توی دنیای عجیبی گیر افتادن. دنیایی که برای خارج شدن ازش، باید نتیجه‌ی بازی رو عوض کنن. 
  
  *برای رسیدن به اصل داستان، کمی صبور باشین*
  
  
  کاپل : ویکوک - سکرت
  ژانر : فانتزی | رومنس | کمدی | اسمات
  - با حضور افتخاری(😂)  خون‌آشام ها، نیروهای جادویی، شیاطین، خدایان و فرشته ها.
All Rights Reserved
Table of contents
Sign up to add saudade | Vkook to your library and receive updates
or
#189vkook
Content Guidelines
You may also like
Łuŋa fºresŧ by SarahMp8
17 parts Ongoing
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
You may also like
Slide 1 of 10
Łuŋa fºresŧ cover
Koko and Meow |au| cover
Lutan | Vkook cover
Lutan | Kookmin  cover
dark boundaries|دارک بوندریز  cover
my bunny🐰 cover
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 cover
La mia metà [نیمه گمشده‌ی من]  cover
mojito 𓏲 KV ✔️ cover
My special omega cover

Łuŋa fºresŧ

17 parts Ongoing

کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy