Cursed Dagger[L.S],[Z.M]

Cursed Dagger[L.S],[Z.M]

  • WpView
    Membaca 283
  • WpVote
    Vote 66
  • WpPart
    Bab 13
WpMetadataReadDewasaBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Rab, Jul 7, 2021
پسر ریز جثه چهار دست و پا بر روی عرشه نشسته و مشغول سابیدن تخته چوب‌ها بود که ناگهان تمامی افراد به جنب و جوش افتادند. بادبان‌هایی برافراشته بر روی عرشه سایه انداخته بودند. لویی سرش را بلند کرد و از جا برخاست. مردی در حال دویدن به او برخورد کرد. ادوارد شمشیرش را کشیده بود. بند انگشت‌هایش از شدت فشاری که به علت ترس بر دسته شمشیر وارد می‌کرد سفید شده بودند... •Larry 💫 •Ziam 💕 خب این اولین داستانی هست که دارم مینوسم. اصولا هیچ ریدر یا... ندارم😂حالا انشالا بعد از این داستان یسری ریدر پیدا میکنم🙃اگه که خوندید چپترا رو برام کامنت بذارید یا ووت بدید اگه خوشتون اومده بود. اگرم خوشتون نیومد بهم بگید چرا...؟ دوستون دارم💋💫 |•Freyja💞
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • Secret Agent
  • ℬ𝓊𝓈 ℴ𝒻 𝓂𝓎 𝓈𝒸𝒽ℴℴ𝓁/پاسی قوتابخانەڪەم
  • distance
  • Girl Of Midgard
  • Paradise |ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • DeLioN
  • جوانکاری😭🥹💕
  • Love square
  • CONVERT
  • dark night

One shot💜💛 Enjoy it💋 #فارسی

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan