Cursed Dagger[L.S],[Z.M]

Cursed Dagger[L.S],[Z.M]

  • WpView
    Reads 288
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 13
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, Jul 7, 2021
پسر ریز جثه چهار دست و پا بر روی عرشه نشسته و مشغول سابیدن تخته چوب‌ها بود که ناگهان تمامی افراد به جنب و جوش افتادند. بادبان‌هایی برافراشته بر روی عرشه سایه انداخته بودند. لویی سرش را بلند کرد و از جا برخاست. مردی در حال دویدن به او برخورد کرد. ادوارد شمشیرش را کشیده بود. بند انگشت‌هایش از شدت فشاری که به علت ترس بر دسته شمشیر وارد می‌کرد سفید شده بودند... •Larry 💫 •Ziam 💕 خب این اولین داستانی هست که دارم مینوسم. اصولا هیچ ریدر یا... ندارم😂حالا انشالا بعد از این داستان یسری ریدر پیدا میکنم🙃اگه که خوندید چپترا رو برام کامنت بذارید یا ووت بدید اگه خوشتون اومده بود. اگرم خوشتون نیومد بهم بگید چرا...؟ دوستون دارم💋💫 |•Freyja💞
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Secret Agent
  • جوانکاری😭🥹💕
  • DeLioN
  • Girl Of Midgard
  • distance
  • Love square
  • ℬ𝓊𝓈 ℴ𝒻 𝓂𝓎 𝓈𝒸𝒽ℴℴ𝓁/پاسی قوتابخانەڪەم
  • Paradise |ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • dark night
  • CONVERT

One shot💜💛 Enjoy it💋 #فارسی

More details
WpActionLinkContent Guidelines