Story cover for The Dating Project  by _Dema_rey
The Dating Project
  • WpView
    LECTURAS 1,663
  • WpVote
    Votos 256
  • WpPart
    Partes 13
  • WpHistory
    Hora 1h 35m
  • WpView
    LECTURAS 1,663
  • WpVote
    Votos 256
  • WpPart
    Partes 13
  • WpHistory
    Hora 1h 35m
Continúa, Has publicado abr 26, 2021
قرار گذاشتن با یه غریبه به مدت سه ماه!
خب تو این دوره چیز عجیبی نیست درسته؟!
اما عجیب میشه اگه این کار برای یه پروژه باشه و هر دو طرفم پسر باشن!!!
شش تا پسر برای پروژه دانشگاهشون تصمیم گرفتن دو تا غریبه رو باهم جفت کنن ....
یکی از اون دو نفر ؛ یکی از اون شش نفرم هست!!!
و نفر بعدی ....
یه غریبه خیلی آشناست!
سرنوشت عجیبی که از یه قرار شروع میشه به کجا میرسه؟!
بیون بکهیون و کیم مینسوک ؛ طعمه جدید سرنوشت!

خب یه توضیحی بدم راجب این فیک ؛ من ایده داستانش رو از یه فنمید گرفتم که تو یوتیوب بود و تو کپشنش نوشته شده بود که به زودی فیکش رو مینویسه.
اون فنمید مال چند سال پیش بوده و من توی سایتا و اپ های زیادی دنبالش گشتم تا ببینم فیکش رو پیدا میکنم تا ترجمه کنم یا نه اما متاسفانه هیچ اثری ازش نبود!
و از اونجایی که خیلی جذب ایده شده بودم تصمیم گرفتم خودم بنویسمش :»
فن‌مید داستان چندانی نداره و فقط درباره شش تا پسره که پروژه رو شروع کردن و من خط داستان رو ادامه دادم و امیدوارم خوشتون بیاد. ✨❄️
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir The Dating Project a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#586xiumin
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Quizás también te guste
Slide 1 of 5
𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/ cover
VALDEMAR cover
You Sadist [ NamJin, TaeJin ] cover
Extacy cover
Sfortunato cover

𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/

10 partes Concluida

Genre : Romance | Smut | Secret | Secret | Cap :Vkook | Up: Author: Amador | Teaser: in part 1 | 🥇مافیا - بدون گرفتن نگاهش از رقص پسر، بهش اشاره کرد: بیارش اینجا... چانیول از پله های استیج بالا رفت و به جونگ کوکی که با قطع شدن آهنگ، رقصیدن رو متوقف کرده بود اشاره کرد: برو پیش رییس... جونگ کوک نفس عمیقی کشید و به سمت تهیونگ راه افتاد. در لباس گشادش و باکسر به پا کمی معذب بود. صاف ایستاد و منتظر ماند تا حرفی از جانب کسی که رییس خطاب شده بود، بشنوه. ته از پایین تا صورت کوک رو آنالیز کرد. اون پسر خیلی تو دل برو بود... لبخند زد و با نگاه نافذی به کوک خیره موند: اسمت چیه؟ جونگ کوک به دو چشمی که از اول ورود توجهش رو جلب کرده بودند خیره شد: جئون... جئون جونگ کوک ته سر تکان داد: خوب میرقصی...یه سری آموزش حرفه ای لازم داری...تو قبول شدی جونگ کوک تهیونگ می توانست قسم بخوره... زیباترین خنده رو به عمرش دیده بود...