name:crazy alpha
couple:taekook
genre:romance,omegaverse,angst,horror,kink,smut
status:full
وقتی یه فرشته عاشق شیطان میشه،به مرور زمان بال هاش رو از دست میده اما هیچ اتفاقی برای شیطان نمی افته.ولی وقتی شیطان عاشق یه فرشته میشه،اون فرشته همه چیزش رو از دست میده و زندانی شیطان میشه.جانگکوک،فرشته ای بود که عاشق شیطان شد و تهیونگ،شیطانی که عاشق فرشته شد...
قسمتی از داستان:
روبه روی مرد نشست:
+من مرگِ تک تک آدمهایی که نزدیکش میشدن رو دیدم...
با سکوت مرد، ادامه داد:
+مرگِ دوست دخترش که بهش خیانت کرد، مرگ پسری که مدام دور و برش میپلکید، مرگ استاد دانشگاهی که گردنش رو لمس کرد، مرگ پدری که از خونه بیرونش کرد و به گی بار فروختش...
نگاه خیرهی مرد روانشناس رو روی خودش حس میکرد، پس چشمهاش رو باز کرد و صداش، تن مرد رو لرزوند:
+همشون به وحشتناکترین شکل ممکن کشته شدن... پدرش توی دستگاه کارخونهای که توش کار میکرد تکه تکه شد، استادی که گردنش رو لمس کرد دست و پاش رو از دست داد و هیچی از رودههاش باقی نموند، پسری که مزاحمش میشد زیر کامیون له شد و دوست دخترش میون شعلههای آتیش جون داد... فکر میکنی همهی اینا تصادفی بوده؟
صدای حبس شدن نفس روانشناس رو شنید:
+همهی اونها کشته شدن، درست به روشی که من میخواستم، بدون حتی ذرهای حرکت انگشتهام... من،
بوی خون و مرگ در اطرافم پیچیده بود، دشمن از هر طرف محاصره شده بود، سربازان و ژنرالهای قدرتمند همگی برای نجات جانشان زانو زده و تسلیم شده بودند و من به او خیره شده بودم؛ جسم زخمی و عصیانگری که همچنان در برابر فوج عظیم سربازانم میجنگید. شاید در نگاه سربازانم تنها رقص ماهرانه شمشیرش به چشم میآمد اما من میتوانستم ناامیدی، خستگی و حتی ترس را از چشمانش بخوانم.
محبوب سرکش و عاصی من....
در بحبوحه جنگ شیلا و بکجه، یونگی ولیعهد بکجه مجبور به انتخابی سخت میشود؛ قربانی شدن مردم و سربازانش یا قربانی شدن سرنوشتش و البته که ولیعهد سرکش ما مقام خود را در راه نجات مردمش فدا میکند.
امپراطور شیلا شرط سختی پیش پای یونگی میگذارد؛ قتلعام سربازان و مردم بکجه یا واگذاری ولیعهدی و ازدواج با برادر کوچکتر امپراطور شیلا....
داستان در دنیای امگاورس اتفاق میافته و البته که این اولین فیک و تجربه من هست.