داستان از وقتی شروع میشه که تهیونگ به یه شماره ای که داخل میز مدرسه اش پیدا میکنه تکست میده
جی: خدا رو شکر کار احمقانه ای نکردیم
ته: میتونستی عکس د*کتو بفرستی
جی:چی؟؟؟؟
ته:چی
(چپترای این فیکشن خیلی کوتاهه)
Highest ranking : #1 in fanfiction
For more than four continuous months
-داری محدودم میکنی!
+نه... فقط دارم عاشقت میکنم.
-نمیخوامش!
+دست تو نیست... دست هیچکس نیست.