Story cover for :) by MitraMalaki
:)
  • WpView
    LECTURES 2,238
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Chapitres 4
  • WpView
    LECTURES 2,238
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Chapitres 4
En cours d'écriture, Publié initialement mai 09, 2021
یه بوک معرفی از بهترین ها؛))
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter :) à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#34book
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
Juliet Roses (COMPLETED), écrit par CynthiaPaul2002
20 chapitres Terminé
سر موضوعات اساسی دعوا میکردن اما خیلی آسون آشتی میکردن. آخرشب بهم فحش میدادن و فردا صبح با یه سکس اوکی میشدن. انگار وقتی لخت و خواب‌آلود زیر ملحفه دراز کشیدی و پچ‌پچ میکنی "ببخشید"، "هرچی تو بگی"، "دوستت دارم" خیلی راحت‌تره. تمام دفاعیات و توجیهات بی‌ارزش میشن و اتفاقا جوری میبوسی و بغل میکنی و میگی اصلا همه چی تقصیر خودت بوده که نسبت به رفتار دیشبت شبیه دوقطبی‌ها بنظر میرسی. شاید باورنکردنی باشه اما از یه جایی به بعد وقتی دلشون برای همدیگه تنگ میشد، با دعوا شروع میکردن. انگار شروعش باید از این نقطه باشه. عادت شده بود. به کل‌کل و دعوا و لجبازی سر کوچکترین موضوعات عادت کردن. درواقع یه رابطه‌ی مضر ساختن و وانمود کردن همه‌چی اوکیه. همدیگه رو آزار دادن و اسمشو گذاشتن عشق! پارک چانیول رئیس حزب و گروه سیاسی PRK و همسرش بازیگر بیون بکهیون، یه زوج پر از خطا و ایراد. اونا یه رابطه‌ی سمی، شخصیت‌های متضاد، و یه تراژدی متفاوت دارن. -رابطمون مثل رزهای ژولیت بود. گرانبها و ظریف. نیاز به مراقبت و توجه داشت...اما ما براش تلاش نکردیم. 🥀Fɪᴄ: Tʜᴇ Jᴜʟɪᴇᴛ Rᴏsᴇs 🥀Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ 🥀Gᴇɴʀᴇ: Rᴇᴀʟʟɪsᴍ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Mʏsᴛᴇʀʏ, Dᴀɪʟʏ
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
This isn't the end cover
Juliet Roses (COMPLETED) cover
𝑺𝒄𝒆𝒏𝒂𝒓𝒊𝒐 ^^ cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
Malign cover
little Devil cover
𝓒𝓻𝓾𝓮𝓵 𝔂𝓸𝓾 cover
<<Holy love>> cover
راز پنهانی من  cover
𝙈𝙚𝙢𝙚𝙣𝙩𝙤 𝙈𝙤𝙧𝙞 | 𝙆𝙊𝙊𝙆𝙑 cover

This isn't the end

22 chapitres Terminé

couple: chanbaek genre: romance, angst, drama, smut خوابگاه... ویرانه ای با دیوارهای سرد و بی روح که هرگز وعده عشق را نمیدادند. چه کسی گمان میبرد که عشق در پس گورستان سرد اتاقهای ان ویرانه جوانه بزند؟ ویرانه ای که چون ناظری عبوس، در سکوت تنها شاهد قدم گذاشتن عشق در رگهای نمور و تاریک من بود. ناظری عبوس که تجاوز به حریم امن دهلیزی خفته در سکوت را با بی اعتنایی به نظاره نشست. و اما دیوارها... تنها شاهدان بوسه های مخفیانه ما. به یاد میاوری؟ عشق بی رحم من! به خاطر داری؟ حتی اندکی.. ذره ای از طعم شیرین گذشته ها به خاطر میاوری؟