في شتاء يناير الغامض ، هادئ وجيد للرحلات، مظهره مخيف جدا يرعب الناظرين إليه، يوم يذهب زين مع أصدقائه لرحله الي غابات الامازون فيكتشف أن هناك اسرار تقلب حياته الي جحيم.
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
شاهزاده ناخدای کشتی سلطنتی رو تبعید میکنه به جزیره شخصی خودش.
مرد دریاها غمگین و عصبی، هر روز لابهلای صخرهها میشینه تا لمس امواج وحشی، خاطراتش رو براش زنده نگهداره.