Bloody Paradise

Bloody Paradise

  • WpView
    Membaca 688
  • WpVote
    Vote 93
  • WpPart
    Bab 3
WpMetadataReadBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Min, Sep 21, 2025
WpInfo
Fiksi
Misteri
: نمی‌تونستم ، نمی‌تونستم همه جوره تو رو برای خودم کنم، چون تهش یکی تو رو میدید و از زیباییت تعریف می‌کرد؛ نمی‌خواستم حتی تو خیابون قدم بذاری، نمی‌خواستم حتی نگاه مادرت نوازشت کنه تهیونگ. میبینی؟ حتی دوست ندارم اسم زیباتو از زبون کس دیگه‌ای بشنوم. ب..بنظرت من دیوونم؟ من می‌خوام تو رو تو همین اتاقک بدون پنجره فقط واسه خودم داشته باشم چون حتی نمی‌خوام نور خورشید لمست کنه. میدونم برات جهنمه ولی متاسفم من پسر خوبی نیستم. چشمام خیس شده بود و به بدن لرزونش نگاه می‌کردم که موهاشو میکشید؛ دستای خونیمو بالا اوردم و صورتشو قاب کردم. _میدونی کوکی پسرای خوب به بهشت میرن ولی پسرای بد بهشت و برات میارن، اینجا جهنم من نیست بهشت منه، بهشت خونین من؛ و من عاشقشم. ...................................................................... genre: dark , smut , satanic , drama , psychology couple: kookv ,........ ❌این فیک برای همه مناسب نیس❌
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#12
psychology
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • 𝑮𝐚𝐦𝐞 𝑹𝐚𝐧𝐠𝐞 || 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧
  • 𝑵𝑪𝑰 (𝑺1)
  • The Seven Deadly Sins #2: Wrath
  • One touch(Vkook)
  • Again for
  • Bloody Sign
  • 𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️
  • Hot, Like Ice {کامل‌شده}

❦︎ عاشقانه‌ی جـناییِ یک دزد تلفن همـراه و یک رهگذرِ دانشجـو! ❦︎ فصل اول و دوم کامل شده ❦︎ چاپ شده ༄~•~•~•~•~•~•~•~•~༄ ‌ ❤️بخـشــی از فیــک❤️ _یادته اولین باری که هم‌دیگه‌ رو دیدیم؟ _و من هر بار بعد از دیدنت از نو متولد می‌شدم؟ _یادته اولین تصویرِ خوشرنگِ جهانِ من شدی؟ _جهانی که توش فاصله ی ما به اندازه ی یه ترازوی شکسته بود. _به اندازه ی چندتا بسته ی فال و دستمال کاغذی.. _یه دمپاییِ گلی و فرچه‌های کثیفِ کفاشی... _اینکه دزدیِ یه تلفنِ همراه ما رو سر راه هم قرار داد _اینکه دست دزدم رو گرفتم و فرار کردم _اینکه شدیم پشت هم.. _پناه هم، خونه‌ی هم، هم خونه‌ی هم... _از هم گذشتیم و ناجی شدیم برای جون هم! _آخه مگه میشه یه روز این داستانِ عاشقانه تموم شه؟ _حتی اگه بسوزیم باز هم خاکسترهامون توی هوا عشق بازی می‌کنند. "دلم یک نفر را می‌خواهـد که وقت آمدنش تنهایـی‌ام را بدزدد من قلبـم را به گردالـی‌هایش ببافـم او لبخندهایش را به آرزوهـایم" ༄~•~•~•~•~•~•~•~•~༄ ❤️نام فیک: محدوده‌ی بـازی ❤️کاپل: کوکمیـن ❤️ژانر: رمنس، جنایی، تریلر، مافیا، انگست، اسمات

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan