Re:Zero IF All{canceled}

Re:Zero IF All{canceled}

  • WpView
    Reads 769
  • WpVote
    Votes 32
  • WpPart
    Parts 18
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, May 15, 2022
چه اتفاقی می افتاد اگر"سوبارو"بعد از خورده شدن توسط خرگوش ها به مهمانی چای ساحره دعوت نمیشد و با دیگر شخصیت هایش از سری داستان های"اگر"ملاقات میکرد. برای خوندن این داستان باید قسمت33 انیمه"Re:Zero"را تماشا کرده باشید.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • womb of oblivion
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • Daddy And Little Girl
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢ�ᵘⁿᵏⁱ
  • CHROMANDA | VKOOK
  • هل سيعود كل شي...؟
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • The miracle of birth
  • ~Where's My Angel❄

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines