Ne-am actualizat Ghidul de Conținut.
Consultă cele mai recente reguli pentru a continua să distribui povești în siguranță.
Află mai multe
Aurora~

Aurora~

  • WpView
    LECTURI 191
  • WpVote
    Voturi 46
  • WpPart
    Capitole 14
WpMetadataReadÎn curs de desfăşurare
WpMetadataNoticeUltima publicare mie, iul 27, 2022
WpInfo
Fanfiction
BTS
EXO
شفق قطبی~ انگشت هاش رو روی قلب پسر متوقف کرد و نگاهش رو به چشم های گیج فرد مقابلش داد. -اونها انقدر بالا میاند تا به اینجا برسند. بعد از دیدن حال خوبت کوله بارشون رو اینجا میزارند و شروع میکنند به پخش شدن توی قفسه سینت و حرکت کردن به سمت گردنت. کم کم رگ های نازک و سفتشون رو مثل طناب دار دور گردن نحیفت حلقه میکنند و با یه صدای خوشحالی دم گوشت زمزمه میکنند... صورتش رو جلو برد و جوری که نفس هاش گوش پسر کوچیکتر رو قلقلک بده زمزمه کرد: -"حالا نفس بکش بکهیون!" ¤¤¤¤ -هر وقت که میخوام گریه کنم یا خودم رو خالی کنم، متوجه میشم انقدر دلیل دارم که بینشون سردرگم میشم پس همه اون دلایل رو کنار میزارم و اشک هام رو پاک میکنم و به زندگیم ادامه میدم..میدونی کوک مشکل من اینه که از همون اول بلد نبودم احساساتم رو بروز بدم و الان توی این سن، با یه کوله باری از بغض که پشتم صف کشیدن و منتظر تخلیه شدنند، جلوت نشستم و هیچکاری از دستم برنمیاد! -من یه ایده دارم..سرت رو بزار روی شونم و چشم هات رو ببند و از اول به اون دلایل فکر کن.. من تا صبح هم توی همین حالت میمونم، فقط اون تیله های خوشگلت رو زیر پلک هات مخفی کن و بغض هات رو یکی یکی بنداز توی صف..من کنارتم نترس! ¤¤¤¤ اطلاعات فیکشن رو میتونید توی chapter0 مطالعه کنید☆
Toate drepturile rezervate
#11
hunhan
WpChevronRight
Alătură-te celei mai largi comunități de povestiri din lumePrimește recomandări personalizate de povești, salvează-ți favoritele în biblioteca ta și comentează și votează pentru a-ți dezvolta comunitatea.
Illustration

S-ar putea să-ți placă și

  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • « تاراج » « 약탈 »
  • 💎••SpotLight••💎
  • Wrong number
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • In "Kim" Mansion ⏳️

عروسک🍸 زوج اصلی : کوکوی ...... یونمین ژانر: عاشقانه درام امپرگ یه داستان کلیشه‌ای یه مافیای بی رحم و هوسباز که به کسی نمیبازه یه پسر خوشگل و گستاخ که طعمه نگاه های هوس انگیز میشه ولی قرار نیست آروم و مطیع باشه اما........ یه راز بزرگ داره این راز و این مافیا بی رحم برملا میکنه این داستان، داستان یه عروسک فروشه که یه عروسک و برای خودش میخواد

Mai multe detalii
WpActionLinkLinii directoare referitoare la conținut