Story cover for angel(changlix) by to_bloom
angel(changlix)
  • WpView
    LECTURES 347
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Chapitres 1
  • WpView
    LECTURES 347
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Chapitres 1
Terminé, Publié initialement juin 15, 2021
یه فانتزی کوچولو.🌱
couple: changlix
Tous Droits Réservés
Table des matières

1 chapitre

Inscrivez-vous pour ajouter angel(changlix) à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#162straykids
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞, écrit par mr_bangchan
7 chapitres En cours d'écriture
⇽ هیچ‌کس یه مجرم سابق رو نمی‌پذیره، مخصوصاً اگه قاتلِ پدر خودش باشه. مینهو بعد از سال‌ها زندان، توی دنیایی آزاد می‌شه که حتی یه کار ساده هم بهش نمی‌دن. برای زنده موندن، برای کمک به مادرش، فقط یه راه باقی می‌مونه: رفتن به ارتش، اما یه مشکل جدی هست. اون یه امگاست... جایی که آلفاها حکومت می‌کنن، امگا بودن یعنی نقطه‌ضعف. یعنی طعمه. پس باید پنهان بشه؛ حتی اگه مجبور باشه خودش رو سرکوب کنه، با قرص یا با درد. اما ارتش فقط سختی فیزیکی نیست... اونجا، مینهو با افسر جوانی آشنا می‌شه. یه آلفای غالب به اسم هیونجین. و از اونجا... داستانی شروع می‌شه که هیچ‌کدوم‌شون برای بهای آخرش آماده نبودن.⇾᜴ ⇾𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞 ⇾𝗰𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝐡𝐲𝐮𝐧𝐡𝐨_𝐜𝐡𝐚𝐧𝐡𝐨_𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐦𝐢𝐧 ⇾𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: > Drama - Angst - Romance - ⇾Omegaverse - Psychological - Military - ⇾Smut🔞 。☆✼★━━━━━━ - ━━━━━━★✼☆。 ⇽با صدای رد پاش ، تمام سربازا از ترس سریع خم شده بودن تا به عنوان ادای احترام، باهاش چشم تو چشم نشن. اما برخلاف سربازا مینهو بدون هیچ گونه ادای احترامی، با صورتی پر از بُهت به قامت بلند هیونجین زل زده بود. هیونجین که پشت سرش قرار گرفته بود یهو ایستاد و لب زد: "هنوز نفهمیدی که کجا قرار گرفتی مگه نه؟!" مینهو فوری بلد شد
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗) , écrit par azin613
43 chapitres En cours d'écriture
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
Coshay / نامیرا, écrit par rominaromina396
130 chapitres En cours d'écriture
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞 cover
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
dive into love | JeongCheol cover
Teach Me | یادم بده cover
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  cover
𝚂𝚘𝚞𝚕𝚖𝚊𝚝𝚎. cover
Coshay / نامیرا cover
Stray Pieces (Stray Kids OneShots)  cover
YourSoul| Hyunin cover
Two Souls, One Sin  cover

𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞

7 chapitres En cours d'écriture

⇽ هیچ‌کس یه مجرم سابق رو نمی‌پذیره، مخصوصاً اگه قاتلِ پدر خودش باشه. مینهو بعد از سال‌ها زندان، توی دنیایی آزاد می‌شه که حتی یه کار ساده هم بهش نمی‌دن. برای زنده موندن، برای کمک به مادرش، فقط یه راه باقی می‌مونه: رفتن به ارتش، اما یه مشکل جدی هست. اون یه امگاست... جایی که آلفاها حکومت می‌کنن، امگا بودن یعنی نقطه‌ضعف. یعنی طعمه. پس باید پنهان بشه؛ حتی اگه مجبور باشه خودش رو سرکوب کنه، با قرص یا با درد. اما ارتش فقط سختی فیزیکی نیست... اونجا، مینهو با افسر جوانی آشنا می‌شه. یه آلفای غالب به اسم هیونجین. و از اونجا... داستانی شروع می‌شه که هیچ‌کدوم‌شون برای بهای آخرش آماده نبودن.⇾᜴ ⇾𝗻𝗮𝗺𝗲: 𝐭𝐡𝐞 𝐪𝐮𝐢𝐞𝐭 𝐨𝐧𝐞 ⇾𝗰𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝐡𝐲𝐮𝐧𝐡𝐨_𝐜𝐡𝐚𝐧𝐡𝐨_𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐦𝐢𝐧 ⇾𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞𝐬: > Drama - Angst - Romance - ⇾Omegaverse - Psychological - Military - ⇾Smut🔞 。☆✼★━━━━━━ - ━━━━━━★✼☆。 ⇽با صدای رد پاش ، تمام سربازا از ترس سریع خم شده بودن تا به عنوان ادای احترام، باهاش چشم تو چشم نشن. اما برخلاف سربازا مینهو بدون هیچ گونه ادای احترامی، با صورتی پر از بُهت به قامت بلند هیونجین زل زده بود. هیونجین که پشت سرش قرار گرفته بود یهو ایستاد و لب زد: "هنوز نفهمیدی که کجا قرار گرفتی مگه نه؟!" مینهو فوری بلد شد