last chance

last chance

  • WpView
    Reads 41
  • WpVote
    Votes 5
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Wed, May 4, 2022
کاپل ها اصلی : چانبک . هونهان . کایسو کاپل های فرعی : سولی . شوچن . ژانرها : انگست _ رومانس _ اسمات +18 خلاصه داستان: اکسو کینگ های کی پاپ وقتی داشتن در صنعت کی پاپ به قدرت باور نکردنی میرسیدن لیسوما رئیس کمپانی که احساس خطر کرده بود به صورت مخفیانه البمی که قرار بود روز ۱۰ سالگی اکسو منتشر بشه و از روزی که اکسو دبیو کرد داشتن براش زحمت میکشیدن به یه کمپانی تازه کار میفروشه و با نقشه ؛ این کارو حواس پرتی خود اعضا اعلام میکنه و باعث دعوای خیلی بزرگی بین اعضا میشه که جدای گروه رو به همراه داشت ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ بعد از دعوای شدید کای و چانیول که نقش اصلی در این البوم داشتن ادعی از اعضا طرف چانی و ادعی طرف کای گرفتن و این دعوای بزرگ باعث دوگانگی در گروه و جدایی شد و پایان کار اکسو بود ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ چیمیشه اگر یه کمپانی امریکای به قصد نابودی کیپاپ پا به کره بزاره چیمیشه که یکی یکی کمپانی هار از سر راه خودش برداره و بعد از ۱۰ سال تنها گروهی که میتونه جلوی این کمپانی و گروهش بگیره اکسو باشه ایا اونا قبول میکنن دوباره به این صنعت بر گردن توی این ده سال اونا چیکار میکردن اولین دیدار چی میشه ایده پرداز : RTEMIS
All Rights Reserved
#3
سولی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • •|𝗖𝗛𝗘𝗖𝗞 𝗠𝗔𝗧𝗘|•
  • 𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️
  • Hot, Like Ice {کامل‌شده}
  • 𝑵𝑪𝑰 (𝑺1)
  • The Seven Deadly Sins #2: Wrath
  • One touch(Vkook)
  • Bloody Sign
  • شيطان الانس
  • Again for
  • 𝑮𝐚𝐦𝐞 𝑹𝐚𝐧𝐠𝐞 || 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧

- از چی این‌قدر می‌ترسی، کبوتر بی‌پروای من؟ - بودنت منو بی‌پروا می‌کنه، نبودنت منو می‌ترسونه. بی‌پروام تا زمانی که تو کنارم باشی، وقتی نیستی از همه‌چیز می‌ترسم. ⇠❝ نام فیکشن: Check Mate ⛓ ⇠❝ ژانر ⇠ مافیایی، رمنس ، اسمات🔞، جنایی، انگست، مهیج ⇠❝ کاپل ⇠ Vkook, Hopemin ⇠❝ نویسنده‌ ⇠#Yuna ⇠❝ شطرنج بازی به مثال بالرینی بی‌پروا، شیفته‌ی تضاد خونه‌های مشکی و سفید شطرنج، ناخواسته از طرف دو رئیس مختلف از دو بند مافیایی به یک بازی دعوت شده بود. دعوت شده به بازی از طرف دو رئیس مختلف از دو بند مافیایی، یک نفر تشنه به خون تن اون پسر و یک نفر تنشه به عطر تن اون پسر؛ توی این صفحه‌ی شطرنج همه مهره‌ی بازی بودند و فقط دو گرداننده مقابل هم قرار می‌گرفتند، اما چه می‌شد اگر روزی جایگاه مهره‌ها با گرداننده عوض می‌شد و اون پسر مقابل کسی قرار می‌گرفت که روزی، بهش دلباخته بود؟ آیا این‌بار هم در بازی عشق و زندگی می‌باخت؟ - داری باهام بازی می‌کنی. - از بازی کردن خوشم میاد. - چه نوع بازی؟ - بازی‌ای که هر خطش با اشک و خون نوشته بشه، با خط و خراش، زخم و درد، کبودی و رنج. امشب صفحه‌ی این بازی تن منه و قلم انگشت‌های تو!

More details
WpActionLinkContent Guidelines