Pinky Promise

Pinky Promise

  • WpView
    Reads 171
  • WpVote
    Votes 18
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Oct 5, 2021
WpInfo
Fanfic
BTS
کیم تهیونگ؛ مردی که این روزا به عنوان یکی از بزرگترین آیدل های کیپاپ شناخته میشه با مشکلات زیادی از جمله خودکشی ناباورانه مردی که مثل پدرش بود دست و پنجه نرم کرده و نتیجش افسردگی شدیده و به منظور بهبود حال تهیونگ، کمپانی برای تهیونگ یه روانشناس خصوصی استخدام می‌کنه. اما چه اتفاقی میوفته اگه کیم تهیونگ محبت و عشقی که تمام این مدت دنبالش بوده و از سن ۱۶ سالگی با مشکلات خانوادگی شدید از جمله دوری از خواهر کوچکترش یعنی کیم هیونجین و دبیو به عنوان یه آیدل از دست داده رو درون روانشناسش یعنی آرایی آیاکا پیدا کنه؟ البته این راه حل نیست! این خود مشکله وقتی که "فقط" آیاکا می‌تونه اون کمبود محبت رو جبران کنه و چی میشه اگه بعد از مدت ها لو بره که بنگ شی هیوک هیچوقت خودکشی نکرده؛ بلکه کیم واهی، جانشین بنگ شی هیوک، اون رو به قتل رسونده؟ مشکل چیه؟ عشق...یا شایدم کمبودش من که میگم هر دو - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - میگن قوها هیچوقت جفتشون رو از دست نمیدن... اگر گمش کنن هر طوری شده پیداش میکنن -کاش من یه قو بودم - مگه شما هم جفتتون رو گم کردید؟ - آره... ولی مثل این که خودش با پای خودش اومد پیشم آپ: یک‌شنبه ها - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - Cover by [ @uglyndepressed - Gazelle ] - Written by Tanya Hepburn
All Rights Reserved
#119
drama
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Wrong number
  • 💎••SpotLight••💎
  • In "Kim" Mansion ⏳️

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines