The Peace Of My Life

The Peace Of My Life

  • WpView
    Membaca 12,293
  • WpVote
    Vote 1,379
  • WpPart
    Bab 23
WpMetadataReadLengkap Sen, Agt 4, 2025
WpInfo
Fiksi Penggemar
BTS
[آرامش زندگی من] روزی فرا می رسد که تو را در میان هیاهوی خشمناک روزمرگی ام، در آغوش خواهم کشید. _ آن روز تو را در حبس ابد بازوانم به زندان در خواهم آویخت. دستم را بگیر. گرمایت را برایم ارزانی دار. حضورت را به رخ کش و نوای دل انگیز دم هایت را به گوش رسان. چرا که از آن روز تا ابد و یک شب، تنها و تنها تو را خواهم پرستید! [هپی اند] Genre : Angst _ Slice of life _ Melodrama __________________ ممنونم که برای خوندن انتخابش کردین.♡ __________________ Start: 2021/07/01 Finish: 2021/09/22
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#31
medical
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • My little boy in pain
  • SOLUS
  •  𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Lovelorn
  • Russian Vodka ᴷⱽ
  • Lunafloraⱽᵏ | لونافلورا
  • Little Hyung | هیونگ کوچولو
  • Losers Club[hyunlix]

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan