دستانت را میان دستانم بگذار ....
تنفس کن عطر تلخم را و بیخیالی را دعوت کن میان آشوب درونت؛
گوش بسپار به نت های آرامش بخش پیانو که پشت سر هم نواخته میشوند؛
و لمس کن سردی چمن را..
و حس کن لمس آب را..
و سر بده صدایی بلند،صدای خنده هایت را..
و نشان بده زیبایی چشمانت را با اشک..
چونکه ما دیوانگانی هستیم ،رقصان
میان آشوب دنیایی ک درحال فروپاشی ست.
I'm just gonna share the things my crazy mind say all the time
hope you like it sweet hearts :>🌈
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
في كل قلب بذرة صغيرة
صغيرة، تكاد تكون غير مرئية
تنمو شيئًا فشيئًا، وتجمع المشاعر
قد تكون حلوة مثل العنب
معطرة مثل الأناناس
حامضة مثل الليمون
أو مؤلمة ونازفة مثل الرمان.
أريد أن أتغذى عليك...