Story cover for DEFECT by behsa77
DEFECT
  • WpView
    Reads 53,387
  • WpVote
    Votes 8,612
  • WpPart
    Parts 38
  • WpView
    Reads 53,387
  • WpVote
    Votes 8,612
  • WpPart
    Parts 38
Complete, First published Jul 07, 2021
Mature
[Completed_ L.S & Z.M ]
لویی پزشکه؛ بعد از مدت ها دوست پسر سابقش رو که به خاطر بیماری ولش کرده رو توی بیمارستان در وضع وحشتناکی میبینه... .
خاطرات قشنگن یا خاطره ساز که باعث میشن لویی دست به کاری بزنه که خودشم باورش نمیشد؟!



ا.oiiii oiii.ا

بوک در مورد عاشقانه ی به بن بست خورده و تلاش دوتا پسر جوون برای پیدا کردن راهشون بعد از این بن بست احساسی و فراز و نشیب هاشونه.



فکر کنم اکثرا منو با هو ار یو میشناسید باید بگم این فف کاملا متفاوته در مورد یه عاشقانه و نیمچه طنز هست. 
نوشته چون توی تلگرام و به صورت تصویری بود بیشتر پایه اش مکالمات شخصیتاست.

محتوای بزرگسال و به عنوان نمک ماجرا bdsm توش دیده میشه؛ نه بی منطقیش....
امیدوارم دوستش داشته باشین و از خوندنش لذت ببرین 😶
All Rights Reserved
Sign up to add DEFECT to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
In His Eyes  by 00Libraaaaa
11 parts Ongoing
روی سیاره‌ای بیگانه به نام زولان، جایی که سربازای خشن و بی‌رحم برای شعله‌ور کردن خشم جنگی‌شون از رابطه‌ی جنسی استفاده می‌کنن، یه خدمتکار انسان قراره ژنرال ترسناک‌شون رو به زانو دربیاره. هری، تنها انسان توی یه اردوگاه نظامی بیگانه‌ست. حافظه‌ش به‌هم ریخته و نمی‌دونه چطور سر از زولان درآورده. فقط یه چیز رو خوب می‌دونه: اینجا قانونای سختی حاکمه. باید سرتو بندازی پایین، کارت رو انجام بدی، و مهم‌تر از همه، هیچ‌وقت توی چشم اربابا نگاه نکنی. اما یه روز سرنوشت‌ساز، همه‌چی عوض می‌شه. هری اتفاقی با ژنرال روبه‌رو می‌شه و بزرگ‌ترین قانون رو می‌شکنه: مستقیم توی چشمای یخی اون زل می‌زنه. همون‌جا یه چیزی توی نگاهش پیدا می‌کنه که همه‌چی رو براش تغییر می‌ده یه حس عجیب، یه کشش غیرقابل‌انکار. حالا هری باید تصمیم بگیره: در برابر این کشش مقاومت کنه و به زندگی سخت و پرخطرش ادامه بده، یا تسلیم بشه و بذاره ژنرال اون رو مال خودش کنه. توی دنیایی که جنگ در حال انفجاره و دشمن از هر طرف نزدیک می‌شه، یه انسان می‌تونه همه‌چیز رو زیر و رو کنه و سرنوشت خودش رو بسازه. اگه جرأتش رو داشته باشه، این فرصت مال خودشه... کاپل : لری نویسنده : لیبرا
Extinct | namjin by artonis02
84 parts Ongoing
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
You may also like
Slide 1 of 10
In His Eyes  cover
Force And Hate(L.S/BDSM) cover
𝙒𝙍𝙀𝘾𝙆𝙀𝘿 | 𝙇.𝙎 cover
Extinct | namjin cover
yOu, yOu, yOu... L.S cover
The Red Hills [L.S] cover
𝐎𝐰𝐧𝐞𝐝 𝐭𝐨 𝐎𝐛𝐞𝐲 {𝐯𝐤} cover
Got The Sunshine On My Shoulders [L.S](Persian Translation) cover
Car Lover [Z.M]~[completed] cover
with love,gun[cockles] cover

In His Eyes

11 parts Ongoing

روی سیاره‌ای بیگانه به نام زولان، جایی که سربازای خشن و بی‌رحم برای شعله‌ور کردن خشم جنگی‌شون از رابطه‌ی جنسی استفاده می‌کنن، یه خدمتکار انسان قراره ژنرال ترسناک‌شون رو به زانو دربیاره. هری، تنها انسان توی یه اردوگاه نظامی بیگانه‌ست. حافظه‌ش به‌هم ریخته و نمی‌دونه چطور سر از زولان درآورده. فقط یه چیز رو خوب می‌دونه: اینجا قانونای سختی حاکمه. باید سرتو بندازی پایین، کارت رو انجام بدی، و مهم‌تر از همه، هیچ‌وقت توی چشم اربابا نگاه نکنی. اما یه روز سرنوشت‌ساز، همه‌چی عوض می‌شه. هری اتفاقی با ژنرال روبه‌رو می‌شه و بزرگ‌ترین قانون رو می‌شکنه: مستقیم توی چشمای یخی اون زل می‌زنه. همون‌جا یه چیزی توی نگاهش پیدا می‌کنه که همه‌چی رو براش تغییر می‌ده یه حس عجیب، یه کشش غیرقابل‌انکار. حالا هری باید تصمیم بگیره: در برابر این کشش مقاومت کنه و به زندگی سخت و پرخطرش ادامه بده، یا تسلیم بشه و بذاره ژنرال اون رو مال خودش کنه. توی دنیایی که جنگ در حال انفجاره و دشمن از هر طرف نزدیک می‌شه، یه انسان می‌تونه همه‌چیز رو زیر و رو کنه و سرنوشت خودش رو بسازه. اگه جرأتش رو داشته باشه، این فرصت مال خودشه... کاپل : لری نویسنده : لیبرا