Story cover for  v̑̈ȋ̈ȏ̈l̑̈ȇ̈n̑̈t̑̈ l̆̈ŏ̈v̆̈ĕ̈ by Ssarani4
v̑̈ȋ̈ȏ̈l̑̈ȇ̈n̑̈t̑̈ l̆̈ŏ̈v̆̈ĕ̈
  • WpView
    Reads 82
  • WpVote
    Votes 38
  • WpPart
    Parts 8
  • WpView
    Reads 82
  • WpVote
    Votes 38
  • WpPart
    Parts 8
Ongoing, First published Jul 18, 2021
ژانر:خلافکار_پلیسی_عاشقانه_انتقام_ازدواج اجباری
رمان درمورد یک دختر پلیس که پرونده آیی به دستش میرسه که 
یک دروغ بزرگه،وباید حقیقتو بفهمه
به خاطر یک اتفاق که تقصیر دختر رمان ما نیست اتفاق های بدی میوفته براش به حقیقتی میرسه که شایدبراش شیرین یا تلخ باشه وسختی های زیاد میکشه 
آیا دختر رمان ما آخرش به آرامش میرسه؟!
عاشق یک خلافکار میشه؟!بهم میرسن؟
All Rights Reserved
Sign up to add v̑̈ȋ̈ȏ̈l̑̈ȇ̈n̑̈t̑̈ l̆̈ŏ̈v̆̈ĕ̈ to your library and receive updates
or
#695عاشقانه
Content Guidelines
You may also like
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
26 parts Ongoing
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه 👨🏻‍🦯این داستان نە جهت تایید یا شناختە شدن بلکە صرفا برای تفریح و لذت نویسندە نوشتە میشە! کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ اسمشو زمزمه کرد: "جیسونگ." پسر روی تخت دراز کشیده بود ؛ دست‌ها و پاهاش با روبان مشکی رنگی بسته شده بودن ، چشم بندی روی چشماش بود و مثل یه شئ لوکس کادوپیچ شده بود. قفسهٔ سینه‌اش از نفساش آروم و عمیق بالا و پایین می‌شد ، اما مینهو می‌دونست ، اون بیداره. حسش می‌کرد. لرزش‌های نامحسوسش و لبای قرمز و لرزونشو میدید و میدونست پسرک ترسیده... و این مینهو بود که خودشو سرزنش میکرد بابت چیزی که از خیلی وقت پیش به خوبی فهمیدە بود! پسر میدونست هرچقدر بیشتر دستو پا بزنە ، بیشتر توی باتلاق چان گیر میوفته و اهرم فشار جدیدش قرارە جیسونگ باشە و بازم سعی کرده بود فرار کنه! چان پشت سرشون ، با لذت آشکاری توی چشماش ، ایستاده بود. دست‌هاش رو توی جیب فرو برده بود و از دیدن عکس‌العمل پسرش لذت می‌برد. آروم ، با لحنی که از همیشه عمیق‌تر بود گفت: "بهت گفته بودم لی‌نو! ؛ تو مجبورتر از چیزی هستی که فکرشو می‌ کنی"
Silence & shadow/سکوت و سایه by writerokiko
19 parts Ongoing
درحال آپ📌 -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... -اوه... اون خیلی زیباست! چطوری تونستم اذیتش کنم؟ *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل شدن به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. اما آخرین نقشه‌شون با همه فرق می‌کنه. این بار نه برای کشتن، بلکه برای گرفتن یک گروگان. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه. وقتی نقشه اجرا می‌شه و تهیونگ به مخفی‌گاه منتقل می‌شه، همه‌چیز طبق برنامه‌ست... جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. این پسر قرار نبود براش مهم بشه. قرار نبود ذهنش رو در میانهٔ یک جنگ تمام‌عیار درگیر کنه. اما همون چند نگاه کافیه تا تعادل جونگ‌کوک ترک بخوره و ناگهان گروهی که سال‌ها با دستورهای س
Finix (yoonmin) by Ruby___writer
26 parts Ongoing
مین یونگی، آلفایی سرسخت و مستقل، پلیسیه که برای ارتقاء شغلی تصمیم می‌گیره وارد «آشیانه آلفا» بشه؛ آکادمی‌ای سخت و رقابتی برای تبدیل شدن به نیروی ویژه. اما درست قبل از شروع این مسیر، فشاری از سمت خانواده و تصمیمی پشت درهای بسته، اونو مجبور به پذیرش ازدواجی می‌کنه که هیچ‌وقت انتخاب خودش نبوده - با پارک جیمین، امگایی که پسر رئیس جدید سازمان ضدتروریسم کره‌ست. ورود به آکادمی برای یونگی فرصتیه برای فاصله گرفتن از این اجبار. اما نمی‌دونه جیمین هم، با هدفی مستقل و شخصیتی متفاوت از تمام کلیشه‌های ذهنی یونگی، وارد همون مسیر شده و حالا به‌عنوان تنها امگای حاضر در آشیانه، بیش از همه زیر نگاه‌هاست! بعضی تقاطع‌ها فقط آغازن، نه به مقصد ، بلکه به جایی که هیچ‌کس نمی‌تونه پیش‌بینیش کنه... ___________________________________ نام فیک : Finix کاپل اصلی : yoonmin (یونمین) ژانر : امگاورس / ازدواج اجباری / پلیسی / انگست / اکشن / رومنس / اسمات / عشق نفرت نویسنده : روبی ❤️ وضعیت : درحال انتشار (کپی ممنوع)⚠️ ____________________________________
submissive/مطیع by writerokiko
7 parts Ongoing
درحال آپ📌 -ازت متنفرم +من بیشتر -دوست دارم +من بیشتر -یه روز بلاخره میکشمت! -احتمال اینکه من با لباس زیر صورتی تو مافیا بگردم از اینکه تو منو بکشی بیشتره لیدی جئون! *** دو پسر که هیچ وجه اشتراکی ندارن، در دنیای خشن مافیا بزرگ می‌شن: تهیونگ، خونسرد، بی‌رحم و بی‌درد(cip)، استاد اسلحه و مبتلا به سادیسم، و جونگکوک، عصبی، لجباز و با حساسیت‌های شدید(Hyperallergy)، استاد خنجر و مبتلا به مازوخیسم. تهیونگ، جونگکوک رو مقصر مرگ مادرش میدونه و وقتی دعوای سرنوشت‌سازی بین اون‌ها شعله می‌کشه و یه آتیش سوزی عظیم به پا می‌کنه، جونگکوک به روسیه تبعید میشه و توی مافیای براتوا با زندگی ای وحشتناک و پر درد بزرگ میشه... اونقدر درد میکشه که درد براش عادی میشه؛ با هر دردی که میکشه نفرتش به تهیونگ ذره ذره بیشتر میشه! حالا، بعد از سال‌ها دشمنی و نفرت عمیق، مسیرشون دوباره بهم می‌رسه؛ جونگکوک باید در ماموریتی خطرناک، همکار تهیونگ کسی که ازش متنفره باشه. برخورد این دو قطب مخالف، خشم، کشش، و رقابت بین اون‌ها رو تا حد انفجار بالا می‌بره... و هیچ‌کس تضمین نمی‌کنه که کسی زنده بمونه، یا اینکه دلشون رو کنترل کنه. 𝑵𝒂𝒎𝒆: submissive 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: mafia, crime, dark romance, BDSM, enemies to lovers 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: vkook 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
Coshay / نامیرا by rominaromina396
128 parts Ongoing
فصل 1 احساس تنهایی خیلی خوبه ولی نه وقتی ۱۶ سال طول بکشه بلاخره یه جایی کم میاری ، کنجکاوی قلقلکت میده و دلو میزنی ب دریا و ...فرار میکنی ... ولی همیشه قرار نیست نتیجه ی یک اشتباه بد باشه شاید بشه شروع ی زندگی دوست‌داشتنی و پر ماجرا و شاید عجیب .... بخشی از داستان : پس من چی ؟ پسر کوچیک تر ب صورت مثل برف شوگا نگاه کرد هول شد .." .آلفا ! شوگا بیحرف همون دست جیمین رو سمت لباش برد و خورد . انگشتای عسلی جیمینم همراهش وارد دهنش شد و موج الکتریسیته ای وارد بدن امگا کرد. جیمین مسخ شده به چشمایی ک اگه اشتباه نمی‌کرد برق شیطنت از توش پیدا بود خیره شد.... کوک مثل بچه ها اعتراض کرد " هئونگگگگگ اون مال من بود ‌..من هنوز گشنمه ..!!! تهیونگ ک سیر شده بود به دیوار پشت سرش تکیه دادو دستی ب شکمش کشید ... " آخيش... چه خوب که من سیر شدم ! " کوک با غیض نیم خیز شد " میام میزنمتا ... تهیونگ با تخسی نگاهش کرد " جرئت داری بیا... فصل اول تمام شده😍🖖🏻 . . . فصل دوم در همین صفحه گذاشته میشه 😈🙈 داستان یه خانوادست ....اما ...آیا یه خانواده عادی ؟ ... . . . +میتونی تصور کنی از پدرت دو سال کوچیک تر باشی ؟! _ مطمئنی پدرته ؟! + اره ..... _ پس دیوونه شدی .. + نمیدونم ....شاید ... . . . زندگی مخفیانه یه خانواده ....و داستان های بینشون ... . . . هیجانی کمدی معمایی کاپل :
You may also like
Slide 1 of 10
THE GAME OF DESTINY cover
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ cover
Mafia's wife��🍷Luna"King VKOOK⛓️ همسر مافیا cover
Silence & shadow/سکوت و سایه cover
Finix (yoonmin) cover
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• cover
[ 𝐌𝐲𝐞𝐨𝐧𝐠𝐝𝐨𝐧𝐠 𝐒𝐭𝐫𝐞𝐞𝐭 𝐂𝐡𝐞𝐟 ] cover
𝑭𝒊𝒓𝒔𝒕 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒊𝒏𝒈《𝒗𝒌𝒐𝒐𝒌》 cover
submissive/مطیع cover
Coshay / نامیرا cover

THE GAME OF DESTINY

185 parts Ongoing

Fiction: THE GAME OF DESTINY genre: Action _ mafia _ thriller _ angst _ romance Author: SHIA _ HANA couple: YiZhan همه ما برای زندگی هامون برنامه ریزی های زیادی داریم. تصمیمات بزرگی میگیریم و میخوایم از خیلی چیزها دوری کنیم. ولی گاهی فراموش میکنیم که ما تنها تصمیم گیرنده نیستیم و بازی سرنوشت بعضی وقتا دوست داره برخلاف میل و نظر ما عمل کنه. سرنوشت تا چه حد میتونه زندگی مارو رو بازی بده؟ آیا قراره پایان خوش رو برای همه ما رقم بزنه؟ سرنوشت پایان آدم های خوب رو متفاوت از آدم های بد مینویسه؟ ولی نکته‌ای این وسط وجود داره؛ ملاک تشخیص خوبی و بدی چیه؟ جایی برای افراد خوب توی این داستان وجود داره؟ اینجا داستان زندگی ها و بازی سرنوشت با هرکدوم از اونها به شکلی متفاوته. با ما توی این مسیر پر پیچ و خم و سراسر اتفاق همراه باشید. روزهای آپ: شنبه و چهارشنبه فصل ۱: پایان یافته فصل ۲: پایان یافته فصل ۳: در حال آپ