Story cover for nefarious  by majestic_max
nefarious
  • WpView
    Membaca 48
  • WpVote
    Suara 11
  • WpPart
    Bagian 4
  • WpView
    Membaca 48
  • WpVote
    Suara 11
  • WpPart
    Bagian 4
Bersambung, Awal publikasi Jul 21, 2021
پسر کشی یا پدر کشی؟

هر ۴ نفرشان قاتل هستند...
هر کدام به روشی فرشته ی مرگ انسان هاست...
اما چرا اینجا، چرا اینطور باید این ۴ داستان متفاوت بهم برخورد کنند؟
چرا سرنوشت باید اینطور رقم می خورد؟ 
یعنی ممکن است تبهکار واقعی هیچ کدام شان نباشند؟ 

▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
آه... انسان ها...
بشر غلتیده میان خون و باروت...
بشری که به یک ماشین کشتار حق می دهد...
و یتیمی را از خود می راند...
به راستی که انسان ها عجیب مخلوقاتی هستند! 

نام: نفاریوس
معنی: تبهکار موذی (لاتین) 
ژانر: جنایی، تاریخی، معمایی
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan nefarious ke perpustakaan Anda dan menerima pembaruan
atau
#49thriller
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩 oleh Theaurrora
27 bab Bersambung
"یادته صدات می‌کردم موگه؟ می‌دونی موگه یعنی چی فرشته‌ی سقوط کرده من؟ گل سفیدیه که از چکیدن اشک شیطان، جوونه زد..." مینهو، مجسمه‌ساز خاموشی که هر شب، با ساختن پرتره‌ی تکراری از عشق به قتل رسیدش، به درد گذشته چنگ می‌زنه. تا وقتی جیسونگ، پسری مرموز با لبخندهای مصنوعی و چشمانی که بوی دلتنگی می‌دادن، وارد زندگیش می‌شه.اما چیزی راجب اون پسر عجیب به نظر میرسید.‌ اون پسر به شدت شبی به عشق از دست رفتش بود. احساسی بینشون شکل گرفت که نه عشق بود، نه نفرت. یه کشش دیوونه‌کننده که نمی‌شد جلوش رو گرفت. اما جیسونگ فقط یه پسر معصوم نیست. اون یه فرشته‌ی سقوط‌ کرده‌ست با کلی گناه و اشتباه! و مینهو اون‌قدری عاشق این شیطان شده که می‌خواد با لبخند، وارد جهنمش بشه. تا وقتی که حقیقتی تاریک از جیسونگ، همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. موگه، داستانِ دو پسره که نباید به هم میرسیدن، ولی هرچی بیشتر دور می‌شدن، بیشتر غرق هم میشدن. Fic Name: Mogeh(Snow flower) Couples : MinSung , ChanIn Genre: Romance, Mystery, Medical, crime, Dram, Smut Writer : Aurora درحال آپ روزهای آپ: شنبه ها ساعت21
My sponsor ๛𝕋𝕒𝕖𝕜𝕠𝕠𝕜༻ oleh _iamanita_
27 bab Bersambung
•اسپانسر من• خلاصه: درست وقتی که جونگکوک فکر می‌کرد بالاخره داره به رویاهاش نزدیک می‌شه، چرخ سرنوشت نشونش داد وجهه‌ی دیگه‌ی آیدل بودن و صنعت سرگرمی می‌تونه چقدر سیاه و کثیف باشه... وقتی یه رسواییِ غیرقابل جبران داشت راهِ نفس کشیدن گروهِ بی‌تی‌اس رو می‌بست، یهو دست کمکی به طرفشون دراز شده بود از جنس شهوت و تصمیم برای بقای گروه یا خاکستر شدن تمام داشته‌هاشون فقط به تصمیم جونگکوک بستگی داشت... ولی اصلا حق انتخابی در کار بود!؟ یا همه‌اشون فقط مهره‌های بازی یه نفر شده بودن...!؟ 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 * واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! * *رده‌ی سنی +۱۸ سال رو حتما رعایت کنید* ❤️‍🔥کاپل اصلی: تهکوک | تهیونگ تاپ❤️‍🔥 (این فیکشن دوتا ورژن مختلف از دوتا کاپل و گروه مختلف داره)
[RAVENHOLT]VK oleh taehungjkfb
18 bab Bersambung
«خاندان ریوِن هُلت /» در قلمرو ریون‌هُلت، مردم گذشته‌شان را فراموش می‌کردند... اما جونگ‌کوک نه. او از میان جنازه‌ها پیدا می‌شود؛ با خون روی لب‌هایش و حافظه‌ای که نباید داشته باشد. شورشیانی که خارج قلعه پنهان شده‌اند، می‌گویند او «اشتباهی خطرناک» است-کسی که سایه‌ها از نزدیک‌شدن به روحش می‌ترسند. از لحظه‌ای که رهبر مرموزشان، تهیونگ، مهر پشت گردن جونگ‌کوک را می‌بیند، همه‌چیز تغییر می‌کند. در آینه‌های باستانی، کابوس‌هایی که واقعی‌اند، و نجواهای شبانهٔ سایه‌ها... جونگ‌کوک قدم‌به‌قدم به حقیقتی نزدیک می‌شود که هیچ‌کس در قلمرو طاقت دانستنش را ندارد. گاهی گذشته، آینده را شکار می‌کند. و گاهی یک نفر... کل چرخه را ~~~~~ ــ تو کی هستی ؟ ــ تو منی ... و من در واقع خود توام . ~~~~ ــ اینجانب من شما را به عنوان معشوقه بزرگ خاندان ، منصوب میکنم .... ~~~ ــ تو تموم این مدت ... لوماریسا داشتی ؟ ~~ ــ کشتم.... من خانواده‌مو بخاطرت کشتم ~ کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : نامجین ـ یونمین . . ژانر : فانتزی ، درام ، رازآلود/هیجانی ، عاشقانه ، اسمات ، ترسناک/ وهم آور . . . روزهای آپ : شنبه ها . . نکته: این فیک شامل صحنه های خشن و خونریزی است .
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩 cover
My sponsor ๛𝕋𝕒𝕖𝕜��𝕠𝕠𝕜༻ cover
Blue diamond [الماس آبی] cover
Ash Heir cover
𝙉𝙪𝙢𝙗𝙚𝙧10 || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 cover
[RAVENHOLT]VK cover
Diavolo Del Nord | VK cover
captured "ĸooĸv" cover
𝖴𝗇𝗂𝗊𝗎𝖾𝗇𝖾𝗌𝗌|j.jk✔️ cover
𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑾𝒊𝒅𝒐𝒘(Completed)  cover

𝘔𝘰𝘨𝘦𝘩

27 bab Bersambung

"یادته صدات می‌کردم موگه؟ می‌دونی موگه یعنی چی فرشته‌ی سقوط کرده من؟ گل سفیدیه که از چکیدن اشک شیطان، جوونه زد..." مینهو، مجسمه‌ساز خاموشی که هر شب، با ساختن پرتره‌ی تکراری از عشق به قتل رسیدش، به درد گذشته چنگ می‌زنه. تا وقتی جیسونگ، پسری مرموز با لبخندهای مصنوعی و چشمانی که بوی دلتنگی می‌دادن، وارد زندگیش می‌شه.اما چیزی راجب اون پسر عجیب به نظر میرسید.‌ اون پسر به شدت شبی به عشق از دست رفتش بود. احساسی بینشون شکل گرفت که نه عشق بود، نه نفرت. یه کشش دیوونه‌کننده که نمی‌شد جلوش رو گرفت. اما جیسونگ فقط یه پسر معصوم نیست. اون یه فرشته‌ی سقوط‌ کرده‌ست با کلی گناه و اشتباه! و مینهو اون‌قدری عاشق این شیطان شده که می‌خواد با لبخند، وارد جهنمش بشه. تا وقتی که حقیقتی تاریک از جیسونگ، همه‌چیز رو زیر و رو می‌کنه. موگه، داستانِ دو پسره که نباید به هم میرسیدن، ولی هرچی بیشتر دور می‌شدن، بیشتر غرق هم میشدن. Fic Name: Mogeh(Snow flower) Couples : MinSung , ChanIn Genre: Romance, Mystery, Medical, crime, Dram, Smut Writer : Aurora درحال آپ روزهای آپ: شنبه ها ساعت21