Rival(VKOOK)🔞

Rival(VKOOK)🔞

  • WpView
    LECTURAS 85,715
  • WpVote
    Votos 7,779
  • WpPart
    Partes 49
WpMetadataReadContenido adultoConcluida vie, oct 31, 202510h 51m
کامل شده (درحال ویرایش)❗ جونگکوک هرچیزی که براش سخت تلاش کرده بود رو تو یک لحظه از دست داد... لحظه‌ای که کیم تهیونگ با یک حقه‌ی کثیف باعث شد جونگکوک شانس راه یافتن به المپیک رو از دست بده... سال‌ها بعد جونگکوک کاپیتان تیم تنیس در دانشگاه بود که دانشجوی جدیدی ظاهر شد. کیم تهیونگ... دشمن قسم خورده‌ی جونگکوک... نفرت جونگکوک آشکار میشه و اون دو نفر مجبورن باهم دیگه در یک تیم بازی کنن. چه اتفاقی میوفته وقتی این دوتا پسر مجبورن کنار هم باشن ؟ اونم درحالی که از هم متنفرن... آیا جونگکوک میتونه گذشته رو فراموش کرده و روی آینده‌اش تمرکز کنه؟ 🔞SMUT : Vkook and a little bit KookV(Verse) فنفیک قبلا تمام شده الان دارم پارتا رو ویرایش میکنم و دونه دونه برمیگرده. مرسی که میخونید :)
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Extacy
  • 𝐒𝐦𝐢𝐬𝐞𝐥
  • All the horses are alone
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒎𝒆𝒈𝒂
  • Little Bunny
  • 𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄
  • Floricide | Sope
  • You Sadist [ NamJin, TaeJin ]
Extacy

عشق، احساسی بی حد و مرز آزاد برای ورزیدن، آزاد برای دریافت کردن ولی عشق من نه. این ممنوعست نه عشق من این عشق باید پنهان بمونه در راهرو های تاریک زیر استخوان های قفسه‌ی سینم با مهربانی به من نگاه نکن به شیرینی با من حرف نزن تو نباید به این پرنده ی وحشی بالهاشو پس بدی -کلیرل استوز ** همیشه پایان ها تلخه، هیچ کس از خداحافظی خوشش نمیاد، اما این حتی شروعش هم تلخ بود، ترکیبی از درد و سرمای شب و اشک و خاطرات محو. شاید هم ترکیبی از بوی گوگرد و گرمای اسلحه بعد شلیک، جیمین اهمیتی نمیداد چون درد تنها چیزی بود که اونو زنده نگه میداشت. اما چیزی کشنده تر از خود درد به سراغش اومد عشق

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido