Rival(VKOOK)🔞

Rival(VKOOK)🔞

  • WpView
    LECTURES 85,711
  • WpVote
    Votes 7,779
  • WpPart
    Chapitres 49
WpMetadataReadContenu pour adultesTerminé ven., oct. 31, 202510h 51m
کامل شده (درحال ویرایش)❗ جونگکوک هرچیزی که براش سخت تلاش کرده بود رو تو یک لحظه از دست داد... لحظه‌ای که کیم تهیونگ با یک حقه‌ی کثیف باعث شد جونگکوک شانس راه یافتن به المپیک رو از دست بده... سال‌ها بعد جونگکوک کاپیتان تیم تنیس در دانشگاه بود که دانشجوی جدیدی ظاهر شد. کیم تهیونگ... دشمن قسم خورده‌ی جونگکوک... نفرت جونگکوک آشکار میشه و اون دو نفر مجبورن باهم دیگه در یک تیم بازی کنن. چه اتفاقی میوفته وقتی این دوتا پسر مجبورن کنار هم باشن ؟ اونم درحالی که از هم متنفرن... آیا جونگکوک میتونه گذشته رو فراموش کرده و روی آینده‌اش تمرکز کنه؟ 🔞SMUT : Vkook and a little bit KookV(Verse) فنفیک قبلا تمام شده الان دارم پارتا رو ویرایش میکنم و دونه دونه برمیگرده. مرسی که میخونید :)
Tous Droits Réservés
Rejoignez la plus grande communauté de conteursObtiens des recommandations personnalisées d'histoires, enregistre tes préférées dans ta bibliothèque, commente et vote pour développer ta communauté.
Illustration

Vous aimerez aussi

  • Little Bunny
  • Rebellious Chains - زنجیر های سرکش
  • Under the Skin of the Moon
  • All the horses are alone
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )
  • Atarashii
  • 𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵��𝗄𝗈𝗈𝗄
  • Mr. Narrator | Vkook/Kookv

( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....

Plus d’Infos
WpActionLinkDirectives de Contenu