Whith eah other!

Whith eah other!

  • WpView
    LETTURE 4,438
  • WpVote
    Voti 436
  • WpPart
    Parti 5
WpMetadataReadCompleta dom, set 12, 2021
WpInfo
Fanfiction
BTS
نام : با همدیگه ! کاپل : ویکوک فرعی : نامجین ، یونمین ژانر : رمنس ، انگست ، پلیسی ، مافیایی ، کمی کمدی ، جنایی ، مدرسه ای خلاصه : جونگ کوک ، پسر ۱۶ ساله ای که بدلیل داشتن یه قلب ضعیف ، زندگی همیشه براش سخت پیش می‌رفت . داستان از اونجایی شروع میشه که جونگ کوک بلاخره می‌تونه خانوادشو راضی کنه تا به شهری که عموش با خانوادش زندگی می‌کنه بره و تا پایان دبیرستان اونجا بمونه ... همه چی تو زندگی کوک یکنواخت و نسبتا آروم بود ... البته تا زمانیکه سرو کله ی کیم فاکینگ تهیونگ پیدا نشده بود ؟! قسمتی از فیک : ... به آسمون خیره شدن ... ستاره ها اونشب خیلی زیبا بودن . تهیونگ دست کوک رو بین حصار دستاش گیر انداخت_کوک کوک 'هومی' کرد . تهیونگ دست کوک رو فشرد و گفت_بیا تا آخر عمرمون با همدیگه باشیم ... کوک نگاهشو از آسمون گرفت و به کهکشان چشمای تهیونگ داد_تا آخر عمرمون باهمدیگه بمونیم ؟ تهیونگ لبخند زد_ آره ... باهمدیگه !
Dominio Pubblico
#95
یونمین
WpChevronRight
Entra a far parte della più grande comunità di narrativa al mondoFatti consigliare le migliori storie da leggere, salva le tue preferite nella tua Biblioteca, commenta e vota per essere ancora più parte della comunità.
Illustration

Potrebbe anche piacerti

  • 𝙲𝚊𝚞𝚘 | ڪآئـ‌و
  • i need Chocolate.vkook
  • Tacenda | S1🫐
  • MY LIFE/KookV
  • 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝑻𝒐𝒓𝒎𝒆𝒏𝒕🖤⛓️
  • l'm sorry baby🥀 \Kookv\
  • The Omega's Rebirth(Kookv)
  • 𝙁𝙧𝙚𝙚 𝙎𝙣𝙖𝙘𝙠𝙨
  • شریک خون| BloodBound
  • خون آشام من | 🍇🍷My Vampir

𝙲𝚊𝚞𝚘 | ڪآئـ‌و ژانر : امگاورس ، تخیلی ، انگست ، اسمات خلاصه‌ی فیکشن : بدترین اتفاقی که میتونست برای کوک بیوفته این بود که به بیماری‌ای مبتلا بشه که اون رو از کار و زندگی بندازه، این بیماری در حدی جدی بود که کوک فکر میکرد بدون اینکه جفتش رو پیدا کنه میمیره؛ اما تقدیر چنین چیزی رو ننوشته بود... تیکه‌ای از فیکشن : -خیلی برام آشنا میزنی، اسمت چیه پسر جون؟ +کائو، وقتشه مسخره بازی رو تموم کنی من از شخصیتت خبر دارم. هیچکس جز خودش از شخصیت واقعیِ کائو خبر نداشت اما این آلفای سلطنتی چطور میتونست باهاش اینطوری حرف بزنه؟ انگاری هنوز از اینکه کائو یک آلفای خون خالص بود بی‌خبر بود، کاش میشد به اون آلفای لعنتی نزدیک شه و یه‌دونه گلوله حرومِ مغزش کنه... نویسنده : تِشبو

Più dettagli
WpActionLinkLinee guida sui contenuti