نام : 🖤Dark Chocolate
کاپل :چانبک 🍭
ژانر : عاشقانه ، انگست
نویسنده :Atoo_totfarangy🍓
اول از همه بگم که این داستان یه داستانه واقعیه و فقط شخصیت هاش را تغییر دادم و این که این داستان فقط از زبونه بکهیون نوشته شده ولی روند داستان یه داستانه واقعیه که من از زبونه دوستم که داستانه زندگیشو برام تعریف کرد شنیدم و الان میخوام از داستانه زندگیش یه فیکه چانبک بنویسم امیدوارم خوشتون بیاد ولی بگم که داستانمون پایانه خوشی نداره ( خو واقعیته دیگه 😐😑💔)
خلاصه ی داستان : چانیول ، کای ، بکهیون و سهون از بچگی خیلی باهم صمیمی بودن بکهیون بعد از این که کمی بزرگتر میشن متوجه احساسه خاصش میشه ولی نمیفهمه که چه حسی داره و بعد یه اتفاقاتی میوفته که متوجه احساسی که داره میشه و اینجاس که تازه داستانمون شروع میشه..........
من اولین فیکیه که میخوام بنویسم این فیک زیاد طولانی نیست و غم انگیزه ولی سعی میکنم جوری بنویسمش که تحت تاثیر قرار بگیرین 🥰💙(لطفا اگه غلط املایی داشتم ببخشید من املام خیلی بده 🥲)
روزای اپ هم جمعه ها هست 🖐🤍
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.