Story cover for Sorry that I left by Iam_anid
Sorry that I left
  • WpView
    GELESEN 21,784
  • WpVote
    Stimmen 3,285
  • WpPart
    Teile 19
Melden Sie sich an und fügen Sie Sorry that I left zu deiner Bibliothek hinzuzufügen und Updates zu erhalten
oder
#50فیکشن
Inhaltsrichtlinien
Vielleicht gefällt dir auch
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  von Aristya_1016
23 Kapitel Abgeschlossene Geschichte
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فیکشن دارای دو فصل می‌باشد • ⤎ تلخی دنیا هیچوقت تمومی نداره. لی رونا دختر وزیر کشور بود که به شدت توسط پدرش تحت محافظت کلافه‌کننده‌ای قرار گرفته بود. همین روحیه سرکش و لجباز دخترش رو تحریک می‌کرد. برای همین طی یک اقدام ترور، پدرش با شخصی به نام جی‌کی مواجه می‌شه که مخفیانه و با هویت مخفی، کثافت کاری‌های مردم رو در قبال مقداری پول انجام می‌داد. برای همین تصمیم گرفت این خلافکار حرفه‌ای رو به عنوان بادیگارد شخصی دخترش استخدام کنه! ⋅───╼─╾───⋅ _ تو توی دنیایی زندگی می‌کنی پول و قدرت حرف اول رو می‌زنه. آدم‌های ضعیف وقتی سختی می‌بینن خیلی زود کنار می‌کشن و می‌میرن ولی آدم‌های قوی و قدرتمند با انتقام و چنگ و دندون حقشونو می‌گیرن. من فقط دارم حقمو می‌گیرم... خواهرم رو. انتقام ظلم‌هایی که در حقش شده. تو پول داری ولی قدرت نداری. تو ضعیفی رونا... یه آدم ضعیفی! _من ضعیفم و قدرت ندارم... ولی انسانیت دارم. خوبی دارم... احساساتم هنوز نمرده و سیاه و آلوده نشده. _پس همینجوری با این احساست ظریفت شکننده‌ات بمون لی رونا! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Exciting ⤷ Action ‼️در حال ویراستاری است‼️
In "Kim" Mansion ⏳️ von Saghar_Stories
37 Kapitel Abgeschlossene Geschichte
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
ادامه فیک شب دردناک  von ErneIoang
103 Kapitel Laufend
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
Revenge [Yoonmin]~|completed  von R_BlueWriter
61 Kapitel Abgeschlossene Geschichte
↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته
Vielleicht gefällt dir auch
Slide 1 of 10
𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ cover
LATE TALK - YoonKook [terminée] cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
« تاراج » « 약탈 » cover
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  cover
In "Kim" Mansion ⏳️ cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
Tiptoe :::... (Taekook ver.) cover
Revenge [Yoonmin]~|completed  cover
Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️ cover

𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ

41 Kapitel Abgeschlossene Geschichte

[ Complete ] boy x girl لی مین سوا مامور اموزش دیده ای که توی کار خودش مهارت بالایی داره و حالا میخواد برا اولین بار بادیگارد بازیگر معروف کیم تهیونگ بشه