We Came!

We Came!

  • WpView
    Reads 192
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadMatureComplete Tue, Aug 10, 2021
یونگی:سوکجیناااااا بیا برادرزادتو بگیر وگرنه متقابلا موهاشو میکَنَم!! نامجون:این که سان نیست! هوسوک:هانا عه!! یون‌یون بده خوشگل دایی رو...
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  •  Playing in the Dark *کوکمین*
  • Shayō (Kookmin)
  • 𝐌𝐲 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞 𝐃𝐞𝐯𝐢𝐥 -𝒱𝒾ℴ𝓁ℯ𝓉
  • be reunited with somebody
  • Grand Prix
  • Scenario Book (Kyunsoo Couple)
  • 𝑴𝒚 𝕽𝖔𝖘𝖊 ✧ 𝑲𝒐𝒐𝒌𝖒𝖎𝖓 ( کوکمین )
  •  love  teacher and student
  • Neroli [kookmin]
  • Hallow | kookmin

شب سنگین و سرد در کوچه پس‌کوچه‌های باریک و تاریک سئول چنبره زده بود؛ چراغ‌های کم‌نور خیابان فقط سایه‌هایی از آدم‌ها را روی دیوارهای نم‌خورده می‌انداختند. صدای خفیف تیک‌تاک ساعت دیواری یک کافه‌ی کنار خیابان در همهمه شلوغی شهر گم شده بود. در گوشه‌ای از کوچه، جمعیتی ناچیز اما پرتنش جمع شده بودند؛ چند افسر پلیس با لباس‌های رسمی‌شان، چند خبرنگار کنجکاو که با گوشی‌هایشان لحظه به لحظه رو ضبط می‌کردند، و چند رهگذری که از کنجکاوی‌شان نمی‌توانستند چشم بردارند. بوی عطر سرد وتیور و کاج از سوی کارآگاه جونگ کوک به آرامی فضای اطراف را پر کرده بود، بویی تلخ و نافذ که شبیه خودش، آرامش و تمرکز را با خود داشت.

More details
WpActionLinkContent Guidelines