Story cover for panacea by masihartt
panacea
  • WpView
    Membaca 7,514
  • WpVote
    Vote 1,590
  • WpPart
    Bab 8
  • WpView
    Membaca 7,514
  • WpVote
    Vote 1,590
  • WpPart
    Bab 8
Bersambung, Awal publikasi Agt 10, 2021
مینی فیک
کاپل: سکایهون-ورس
ژانر:انگست-اسمات

″پاناسیا″ یه واژه ی یونانیه که امروزه برای چیزی بکار میره که توانایی بهبود بخشی به هرچیزی رو داره...
راه حلی برای تمام مشکلاتی که باهاشون روبرو میشی.
معنی لغویش میشه : «نوش دارو»

خلاصه:
اوه سهون و کیم کای رئسای دو شرکت عظیمی بودن که حالا با هم شریک شدن و شرکت اوه-کیم رو تاسیس کردن...
تاحالا کسی توی زندگیتون حکم «نور» رو داشته؟
ببینینش ولی نتونین لمسش کنین...
کای برای سهون همین بود.
و تا به حال کسیو توی زندگیتون به عنوان «پاناسیا» داشتین؟
کسی که با وجودش تموم مشکلاتتونو فراموش کنین...
سهون همین حکمو برای کای داشت.
اما پاناسیا بالاخره موفق به لمس نور میشه؟؟
Domain Publik
Daftar untuk menambahkan panacea ke perpustakaan kamu dan menerima pembaruan
atau
#6کایهون
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
تحت سلاسل الجديل oleh Zxcbnnn
20 bab Bersambung
- هُنـاك حـكايات لا تُـروى بل تُـكتشـف خـطوة بعـد خـطوة حتى يتـحول القـلـب إلـىٰ ساحـة معركة.. في زاويـة مـُعتمـة من حيـاة لم يـختـرها أحـَد! اجـتمعوا قلـوب تـنـزف بـبطء .. وأسـَرار تتنفس خلف الأبواب المغلقة .. حـَـرب لـم يُـعلـن عنـها لكـنها تـَـحَرقهـم مـن الدَاخـل .. هنـاك من أنـتُـزع منـهُ حقَـهُ فـي الـحُـب فَـقـرر أن يـعيـد رَسـم مـَصيره بيديـه ولو كـان الثـمن خِرابـاً.. وتـوجد فتاةً ظـَنـت أن الثـأر سَيشفي ضعفهـا ! لكـنها لـم تـُدرگ أن قلبهـا كـان أول مـن سيخونهـا !.. وهنـالك قَـلبـان .. تَمـزقـت بَينهمـا صَداقـة عـُمر !!. بسـبب فَتـاة واحـدة وقَـفت في المُـنتصف! وفـي الظـلام كـان هوَّ .. ذاك الـذي لا يُمـلك إسمـاً ولا مَـلامح واضحـة .. ذاك الـذي وُلـد في العِـتمـة وصُـقلـت روحَـهُ فـي طـَرقات بـعيدة.. لكن حين تتـَشابـك الاقـدار يـَصبح الخـيط بيـن العـدو والمُنـقذ هشـاً . والأخـطـر من العـَدو.. هوَّ ذلك الـذي يَخفي رحمته تحتَ وجـه قاسـيِ لا يـَعرف الرَحَمـة !
استرس کابوس oleh Hamdastan
10 bab Bersambung
سال‌ها پیش در قلعه‌ای، چند هیولای عجیب و غریب زندگی می‌کردند. آن‌ها دوست داشتند در زندگی آدم‌ها تاثیر داشته باشند. دوست داشتند بودن و نبودن‌شان برای آدم‌ها تفاوت ایجاد کند. دوست داشتند برای آدم‌ها مهم باشند. آدم‌ها آن‌ها را ببینند، به آن‌ها توجه کنند، درباره آن‌ها حرف بزنند. شعر کودک و داستان نوجوان "استرس کابوس" با هدف کمک به درک و مدیریت بهتر استرس به نگارش درآمد. به علاوه داستان برای نوجوان استرس کبوس مفاهیم زیر را نیز آموزش داده است ارزش‌ها:اعتماد به نفس پند اصلی: همیشه کاری فوق‌العاده وجود دارد که فقط ما می‌توانیم آن را به خوبی انجام دهیم. فقط دقیق‌تر باید نگاه کنیم! یادگیری علمی: استرس خوب می‌تواند باعث تلاش و دقت بیشتر شود. هر کسی استعداد خاصی دارد که آن را بهتر از دیگران انجام می‌دهد یادگیری زبان: نایتمر به مفهوم کابوس است. استرس کلمه انگلیسی است که در فارسی نیز به معنای فشار روانی وارد شده است. با این حال استرس به فشار فیزیکی، تاکید، تاکید کردن، پریشان کردن را نیز اشاره دارد. کام به معنای آسوده‌خاطر، آرام، آرامش و آرام کردن است. در متن نام گروهی که که با آرامش در مقابل استرس‌ها برخورد می‌کنند. موقعیت: سال‌ها پیش کاراکتر: استرس‌ها و آدم‌ها امیدوارم لذت ببرید.
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
تحت سلاسل الجديل cover
چیز هایی که شاید ندیده باشید 🤫 cover
Loss of trace cover
mr jungkook or daddy-اقای جونگکوک یا ددی cover
𝙈𝙧. 𝙋𝙤𝙨𝙩𝙢𝙖𝙣࿐ cover
ترس؛ سازنده‌ی آینده‌ی بشر و نابودی cover
استرس کابوس cover
"TaeJin OneShots" cover
موضوع انشا: کار نیکو کردن از پُر کردن است cover
آقای فرامرزی cover

تحت سلاسل الجديل

20 bab Bersambung

- هُنـاك حـكايات لا تُـروى بل تُـكتشـف خـطوة بعـد خـطوة حتى يتـحول القـلـب إلـىٰ ساحـة معركة.. في زاويـة مـُعتمـة من حيـاة لم يـختـرها أحـَد! اجـتمعوا قلـوب تـنـزف بـبطء .. وأسـَرار تتنفس خلف الأبواب المغلقة .. حـَـرب لـم يُـعلـن عنـها لكـنها تـَـحَرقهـم مـن الدَاخـل .. هنـاك من أنـتُـزع منـهُ حقَـهُ فـي الـحُـب فَـقـرر أن يـعيـد رَسـم مـَصيره بيديـه ولو كـان الثـمن خِرابـاً.. وتـوجد فتاةً ظـَنـت أن الثـأر سَيشفي ضعفهـا ! لكـنها لـم تـُدرگ أن قلبهـا كـان أول مـن سيخونهـا !.. وهنـالك قَـلبـان .. تَمـزقـت بَينهمـا صَداقـة عـُمر !!. بسـبب فَتـاة واحـدة وقَـفت في المُـنتصف! وفـي الظـلام كـان هوَّ .. ذاك الـذي لا يُمـلك إسمـاً ولا مَـلامح واضحـة .. ذاك الـذي وُلـد في العِـتمـة وصُـقلـت روحَـهُ فـي طـَرقات بـعيدة.. لكن حين تتـَشابـك الاقـدار يـَصبح الخـيط بيـن العـدو والمُنـقذ هشـاً . والأخـطـر من العـَدو.. هوَّ ذلك الـذي يَخفي رحمته تحتَ وجـه قاسـيِ لا يـَعرف الرَحَمـة !