Panacea | Woosan fanfiction

Panacea | Woosan fanfiction

  • WpView
    Reads 3,947
  • WpVote
    Votes 1,013
  • WpPart
    Parts 22
WpMetadataReadComplete Wed, Oct 20, 2021
"تو... توام یه خاکستری ای!" "آره... ولی من یه خاکستریم که میخواد خاکستری لعنتی تو باشه!" ~خلاصه: وویونگ یه پالت رنگه... کسیه که توی رنگ ها و حس ها قوطه‌وره. سان خاکستریه و درکی از احساسات نداره. وقتی یکیشون ناخواسته مکنده رنگ های دیگری شده و تنها هاله ای از طیف های خاکستری به جا میذاره و دیگری با کمال میل می‌بازه. و این دقیقترین برداشت از یک عشق سمیه. ~کاپل ووسان ~رمنس، درام، انگست، روزمره، روانشناختی، هپی اند •اتمام یافته
All Rights Reserved
#200
angst
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Honey
  • [ You Are Blue ]
  • 🖤فرصـــت دوباره 🖤
  • ELEVATOR
  • i hate snakeu
  • SeKaihun .One Shot
  • برادر دوست داشتنی من
  • Jeon or park?
  • Buried Alive JIKOOK-KOOKMIN
  • I was your lover
Honey

خلاصه: جانگ هوسوک همیشه شاد و خندان بعد از مرگ خواهرش به فردی تلخ و تنها تبدیل میشه. دوستانش برای سرحال آوردنش روز تولدش یه گربه براش میخرن. ولی هوسوک انتظار دیدن یه هایبرید (دورگه) انسان-گربه که رو مبل نشیمن نشسته رو نداره. پ ن: این داستان فقط فلافه

More details
WpActionLinkContent Guidelines