✫چانیول، یه بوکسر زیرزمینی 35 سالست که تو روسیه همه به اسم رایان میشناسنش و از بعد تصادف پارسالش، دنبال گذشتش و شخصی که از بعد تصادف فراموشش کرده میگرده.
✫بکهیون، بهترین بالرین و پاتیناژکار 28 ساله روسیهست که به جز رنگ موهاش، انگار صورت و لحن و رفتاراش هم روکشی از یخ و سرما دارن و این حتی مشکوکترش میکنه اونم وقتی از نگاهش نفرت خاصی بیرون میزنه...
-بهت گفته بودم خوشم نمیاد دهنت تلخی اون قهوه لعنتی رو بگیره!
-اما تو که نمیدونی بعدش لبات چقدر شیرین بنظر میرسه.
-امشب عجیب نگام میکنی.
-امشب زیباتر از همیشهای.
-هربار بهم میگی.
-هربار زیباتر میشی.
-تو چی از عشق میدونی...
-عشق چیز ثابتی نیست که همه به یک شکل بشناسنش و توضیح و توصیف بشه...اون فقط باارزشترین چیز برای داشتن، سختترین چیز برای به دست آوردن و...دردناکترین چیز برای از دست دادنه.
-نه...تو هیچی از عشق نمیدونی...
𖤐⃟🪦Fɪᴄ: Uɴᴅᴇʀᴛᴀᴋᴇʀ
𖤐⃟🪦Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ, HᴜɴHᴀɴ, KᴀɪSᴏᴏ
𖤐⃟🪦Gᴇɴʀᴇ: ᴍʏsᴛᴇʀʏ, Aɴɢsᴛ, Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Nᴄ+18
فیکشن مافیایی آندرتیکر رو از دست ندید...
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿
بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش میکرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گلفروشی کوچیکش رو باز میکرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهاییهاش میداد. ولی تمام نقشههای بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گلفروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون میخواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بیحسی یه جورایی بهتر بود نه؟
🪴 -امیدوارم اقامت جهنمیای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید.
🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونهی تو و فکر کنم خوشحالم بشم.
💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم میتونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان میبرید چون... باید بخونید که بفهمید نمیتونم توضیح بدم 😂❣️
🪴 • فیکشن : #Serendipity
🪴 • کاپلها : چانبک
🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره
🪴 • محدودیت سنی : 🔞
🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰