کاپل اصلی: یونمین کاپل فرعی:؟ #اسمات#ماورایی#جیمین#یونگی#جادویی#شیطان# اهریمن زمان اپ:شنبه و چهارشنبه"بینش وقت کنم حتمامیزارم" مقدمه: او با شنیدن جملهی «من حاملهام» از طرف کسی که فکر میکرد همیشه در کنارش بوده، شوکه میشه. «این امکان نداره... مگه چند وقت کنار هم بودن؟ یعنی همینکه از پیشم رفته با اون حرومزاده خوابیده؟» صداش تو سرش تکرار میشه: «من حاملهام... حامله...» با عصبانیت سرش رو محکم بین دستاش میگیره و شروع به خندیدن میکنه، ابتدا آرام و سپس بلندتر. ناگهان به سمتش حمله میکنه و سیلی محکمی به صورتش میزنه: «کثافت هرزه... اومدی اینجا که چی بشه؟ خبر بارداریتو از اون حرومزاده بهم بدی؟»چهرهاش رنگ پریده و ناباور بود، اما پوزخند تلخی میزند: «تو هم مثل مادرتی توله اون شیطان تو شکمتو داری، اما اومدی اینجا که با من فرار کنی؟» بعد از این، با صدای لرزانی میگوید: «گمشو برو پیش همون عوضی که این توله رو ازش داری. تو هم از جنس اونایی، نه... تو بدتری. نصف دیگت اهریمنه سیاه و کثیف.» لحظهای دلش لرزید، اما دوباره خودشو عقب کشید. «گمشو از اینجا...» وقتی در باز میشود، دست داغ کسی روی بازوش مینشیند و صدای گرفتهای از پشت میگوید: «این هرزه میخواد یه چیزی نشونت بده پس خوب چشماتو باز کن.... .. ـــــــــــــ
Más detalles