Jeon Family | KookJin

Jeon Family | KookJin

  • WpView
    Reads 2,137
  • WpVote
    Votes 301
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Feb 12, 2022
WpInfo
Fiction
Romance
"با گذشت پنج سال از زندگیشون در نروژ، دلتنگی باز هم سراسر وجودش رو در بر میگرفت! کم حرفی نبود، برای باهم بودن و داشتن خانواده سه نفرشون باید قید خیلی چیز هارو میزدن! خانوادش، کشورش، دوستاش... ولی به هیچ وجه احساس پشیمونی نمیکرد؛ حضور جونگ‌کوک برای جبران همه ی این دلتنگی ها کافی بود. با وجود سرمایه ی کمی که با خودشون به اون کشور اورده بودن سخت تلاش کردن تا بتونن صاحب یک ساختمون دو طبقه تو اوسلو بشن، طبقه اول کافه و طبقه بالا یه خونه نقلی برای سه تاییشون بود. فضای دنج کافشون رو دوست داشت... عاشق عصرهایی بود که برای جونگکوک و سوکجونگ، پسر کوچیکشون کیک میپخت و همسر و فرزندش تمام مدت به کارهاش خیره میشدن و اخر سر بخاطر خوشمزگی همیشگی کیک هاش تحسینش میکردند! لبخند شیرین فرزندشون و خنده های جونگ‌کوک تنها دلیل خوشحالی جین بود!" ... کاپل: کوکجین ژانر: رمنس، فلاف، اسمات، قسمتی از زندگی Writers: Jina, Vill - پایان یافته -
All Rights Reserved
#49
multishot
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • ارزوی بی پایان
  • {{My First Love}} {J.M}✔
  • " baekhyun's story "  [Complete]
  • MY HEART FOR YOU
  • 💫Drown your gaze👁
  • S*X MATE(complete)
  • حب وحرب (في ليبيا يحرم العشق )
  • bleak'
  • 𝑩𝒆 𝑺𝒆𝒍𝒇𝒊𝒔𝒉 𝑰𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 •< 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 >•  [ 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ]
  • 𝑀𝑦 𝑆𝑤𝑒𝑒𝑡 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎. 𝑁𝑎𝑚𝐽𝑖𝑛 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑀𝑖𝑛

هیچ چیز نداشتم نه خانه واده نه دوست و نه حتی مقداری پول با امید و ارزو تنها ساکی که داشتمو جمع کردم اما ارزو میکردم کاش هیچ وقت به ارزوم نمیرسیدم چرا که از چاله به چاه افتادم و دیگه هیچ راه برگشتی نبود چون من نحس بودم شاید خوده شیطان! ژانر : رومنس ، تراژدی ، مدرسه ای ، جادوگری دختر پسری وضعیت : پایان یافته

More details
WpActionLinkContent Guidelines