Pada x Hanel "Sea & Sky" (KookV)

Pada x Hanel "Sea & Sky" (KookV)

  • WpView
    Reads 15,279
  • WpVote
    Votes 3,249
  • WpPart
    Parts 39
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jun 13, 2026
تو هنوز همون پیانیست غمگینی هستی که عاشق زل زدن به دریا بود و من، هنوز عاشق نگاه کردن به لبخند‌های تو‌ام. ☘︎ فصل اول، پادا (دریا): پایان یافته کاپل: کوکوی ژانر: رمنس، کلاسیک، انگست، تراژدی ⌫ خلاصه‌ی فصل اول: پیانیست دورگه‌ی شهر لندن یک سالی میشد که کاملا تنها شده بود. شمع امید کیم تهیونگ، همان پیانیستی که همه به اسم ویکتور می‌شناختنش خیلی وقت می‌شد که خاموش شده بود اما آکروبات‌بازی آن را دوباره روشن کرد. و چه کسی بهتر از جئون جونگ‌کوک برای پرستیدن معشوق دورگه و غمگینش؟ ☁︎ فصل دوم، هانِل (آسمان) : در حال انتشار کاپل: کوکوی- ویکوک ژانر: درام، رُمنس، انگست، اسمات، هپی اند ⌫ خلاصه‌ی فصل دوم: صد و پنجاه سال بعد از بیرون جهیدن خون از سینه‌ی پیانیست و سقوط آکروبات‌باز به سمت مرگ، حالا این دو زندگی قرار بود باز هم با همدیگه ملاقات کنن. اما جونگ‌کوک دیگه قولی که داده بود رو به یاد نداشت و تهیونگ هنوز هم توی آتشِ زندگی در حال سوختن بود. بهشتِ برین قرار بود کجای این زمانِ خاکستری برای اون دو روح زخم‌خورده رقم بخوره؟ » 1 in #sad 1 in #classic 2 in #tragedy
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • MIRA
  • ICE - VKOOK
  • ﹏•メ↬ Great wrecking ball, Great miracles_S2 ↫メ•﹏
  • since you got away...
  • Sweet little sin~
  • ❤️Be Mine Always❤️
  • Accidentally Pregnant (VK) Completed✅️
  • ℓονє ιи нατє ᵏᵒᵒᵏᵛ༉
  • Color Blind | Taegi
  • ♧▪︎ Daeth Game ▪︎♧
MIRA

Author: Kim Genre: Drama, Romance, Omegaverse, Mystery Couple: Vkook _____ یه وقتایی، زندگیِ دوتا آدم از دو دنیای کاملاً جدا، تو یه لحظه‌ی بی‌صدا، بی‌خبر از همه‌چی، گره می‌خوره... نه به انتخاب خودشون، نه با برنامه‌ریزی قبلی. یکی دل‌بسته‌ی سکوت و خاکستر، اون یکی هنوز به نفسِ صبح، یه‌جوری امیدوار... مثل دو مسیر که هیچ‌وقت نباید به هم برسن، ولی زیر پای سرنوشت، ناخواسته، خم می‌شن. هیچ‌کدوم نیومدن که بمونن... نه دنبال عشقن، نه دنبال نجات. ولی بعضی زخما، وقتی بی‌هوا لمس می‌شن، نه می‌سوزن، نه فریاد می‌زنن... فقط شروع می‌کنن به تپیدن. و شاید همین تپشِ بی‌صدا، بشه شروعِ یه قصه‌ی بی‌اسم... --- "نپرس چرا نگات نمی‌کنم... من از آدمایی می‌ترسم که بی‌دست‌زدن، ویرانت می‌کنن. و تو... با یه نفس کشیدن ساده، داری ویرونه‌ای رو توی من می‌لرزونی که سال‌هاست حتی خودمم ازش فرار می‌کردم." ---

More details
WpActionLinkContent Guidelines