Story cover for Reflection / Season Two by ariyoungwriter
Reflection / Season Two
  • WpView
    LECTURAS 126
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Partes 4
  • WpView
    LECTURAS 126
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Partes 4
Continúa, Has publicado sep 08, 2021
Mirror can't show me who am I...
But I can see my face by your face!
When I lost in the mirage...
you find me in your destiny!
.
.
«این فقط یک داستان است لطفاً آن را واقعی ندونید»
«این داستان بدون محدودیت سنی می باشد»
«اینجا خبری از ا/ت و اسمات نیست داستان جنبه ی خاصی دارد!»
«البته از برخی واقعیات برگرفته شده است!»
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir Reflection / Season Two a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#112بی
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
In "Kim" Mansion ⏳️ de Saghar_Stories
37 partes Concluida
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
Coshay / نامیرا de rominaromina396
129 partes Continúa
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
love Wins  cover
•• Supreme ••  cover
Teach Me | یادم بده cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
In "Kim" Mansion ⏳️ cover
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* cover
Coshay / نامیرا cover
котёнок cover

665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°

63 partes Continúa

سون سام 🌌 در دنیایی که امگاها در مراکز تاریک و بی‌رحم خرید و فروش می‌شوند، چهار آلفای قدرتمند به رهبری کیم نامجون، مدیرعامل سامسونگ، وارد مرکزی مخوف می‌شوند تا امگایی برای پک خود انتخاب کنند. اما چیزی که در انتظارشان است، فراتر از یک معامله ساده است. یونگی، امگایی سرکش و وفادار، با روحی ناآرام و قلبی پر از نگرانی برای برادران غیرخونی‌اش، توجه نامجون را جلب می‌کند. در میان راهروهای سیاه و بوی مرگ، یونگی نه تنها برای آزادی خودش، بلکه برای نجات جین و تهیونگ، دو امگای دیگر که در چنگال ظلم این مرکز گرفتارند، می‌جنگد.