Revuer [kookV, yoonmin] COMPLETE

Revuer [kookV, yoonmin] COMPLETE

  • WpView
    LECTURAS 21,068
  • WpVote
    Votos 3,037
  • WpPart
    Partes 85
WpMetadataReadContenido adultoConcluida mié, ago 13, 2025
اون دیوونه بود پس توی لحظه ی اول شناختش.. خیلی عمیق تر از یه شناختن عادی. اون میتونست باهاش بمیره در حالی که تفنگ دست خودشه! درسته اون یه روانشناس بود! و آدم مقابلش... یه نویسنده ی روانپریشِ رمان های ترسناک تخیلی. ولی وقتی یکی از پرونده ها جامه ی واقعیت پوشید و اونها رو تهدید کرد ورق ها برگشتن.. جوری که این دفعه نه مقابل هم که کنار همدیگه بازی کنن! ♤نویسنده ها: zolfax . light ♧کاپل: کوکوی، یونمین ♧ژانر: اسمات جنایی درام رومنس ♧روز های آپ: یکشنبه، چهارشنبه (اگه _به شرطی _که پایان پارت گفته میشه برسه زودتر هم قسمت جدید گذاشته میشه^^)
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  •  گاجین
  • be patient
  • 𝙥𝙞𝙣𝙤𝙘𝙘𝙝𝙞𝙤 (KookV)
  • 𝐫𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐭²:𝐢𝐭 𝐰𝐚𝐬𝐧'𝐭 𝐥𝐨𝐯𝐞
  • Dandelions | Kookv
  • the Rebellion ::..
  • Paradise |ᵛᵏᵒᵒᵏ
  • Cicada3301 | سیکادا ۳۳۰۱
  • 𝐅𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭 "𝐊𝐕"
  • 𝗧𝗛𝗘 𝗦𝗜𝗟𝗘𝗡𝗧 𝗢𝗠𝗘𝗚𝗔
  • My Sin[مای سین]
  • Devil wears prada || VKook
  • 𝗔𝗰𝗵𝗶𝗹𝗲𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ
  • window (Kookv)
  • The Smell Of You (KookV)
  • Silhouette | VKook
  • The Lost in the Winter ∥ گمشده در زمستان {VKook, HopeMin}
  • Tattoo Artist
  • Raven [ ریوِن]
  • The Last Refuge[KookV]

سومین فرزند ملکه هم مرده به دنیا آمد و از دست پادشاه کاری بر نمیومد و تمام مقامات خواستار عزل ملکه شدند در حالی که امگای بیچاره هنوز درد زایمانش قطع نشده بود برای انتقال به خارج از قصر آمادش می کردند. با چشم های اشکی به کجاوه نگاه می کرد و تحلیل رفتن پاهاشو حس می کرد _یونگی انگار دارن جونمو می برند مگه محافظم نیستی جلوشون بگیر نزار قلبمو ببرن! با سرافکندگی به پادشاه نگاه می کرد و می دونست نمی تونه کاری بکنه پس سکوت کرد _من توله نمی خوام یونگی مگه برای توله عاشقش شدم من خودشو می خوام تمام خدمه امپراتور با عجز گریه می کردند و به دور شدند کجاوه نگاه می کردند. ولی امگای داخل کجاوه با گریه التماس می کرد بزارن برای بار آخر الفاشو ببینه برای بار آخر ببوستش و بگه دل گاجین براش خیلی تنگ میشه! Writer : Vasfe Genre : historic, omegaverse, tragedy, romance Couple:kookv and .......

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido