We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
twilight | kookmin

twilight | kookmin

  • WpView
    Reads 4,985
  • WpVote
    Votes 911
  • WpPart
    Parts 6
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Thu, Sep 8, 2022
WpInfo
Fiction
Fantasy
(این فیک از روی فیلم توایلایت نوشته شده) جیمین فقط قرار بود تو شهر جدیدی که شروع به زندگی کرده بود مثل هم سن و سالای خودش درس بخونه و خوش بگذرونه... ولی سرنوشت هم اینو برای جیمین میخواست...؟ ⋆˚.•✩‧₊⋆⋆˚.•✩‧₊⋆⋆˚.•✩‧₊⋆⋆˚.•✩‧₊⋆ ژانر:خوناشامی | رمنس | اسمات | انگست | ترسناک روز های آپ:نامشخص کاپل:کوکمین کاپل فرعی:نامجین IG | kookmin_fanart_ir
All Rights Reserved
#108
namjin
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • womb of oblivion
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • ~Where's My Angel❄
  • هل سيعود كل شي...؟
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • Daddy And Little Girl
  • The miracle of birth
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • CHROMANDA | VKOOK

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines