فقط اگه من پیششون بودم..
فقط اگه بهشون نزدیک بودم..
فقط اگه فن نبودم..
من باید بدونم چه اتفاقی افتاده..
-من تو زمان سفر کردم؟!
نباید بزارم دوباره اون اتفاق بیوفته..
نب اید بزارم اونا از هم بپاشن..
-میخوای با ما بیای؟
-البته!
ولی انسان ، در این حد عشق براش ارزشمنده؟
من فقط باید اون هارو نجات بدم..نباید خودم رو درگیر احساسات کنم..
من در واقعیت یه فنم..
ولی اگه هر چی بر حسب میلم پیش نرفت چی؟
-من میتونم ازت محافظت کنم
-خوشگل شدی
-من..ازت خوشم میاد
-بهم توجه کن..نذار حسودی نکنم
-داری قلب منم درگیر میکنی
-من همیشه دوست داشتم بهت نزدیکتر شم
-من جلوی خودمو گرفتم
"یکی رو انتخاب کن!!"
ژانر:کمدی ، عاشقانه ، ماوراء الطبیعی
نویسنده فیکشن: اومارو
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.