Can You Love Me?!

Can You Love Me?!

  • WpView
    Reads 27,747
  • WpVote
    Votes 2,513
  • WpPart
    Parts 45
WpMetadataReadOngoing26h 28m
WpMetadataNoticeLast published Wed, Apr 19, 2023
☆خلاصه☆ جونگکوک پسری 23 ساله به بیماری هاناهاکی گرفتاره و خودش از این ماجرا خبر نداره. توی مدرسه و دانشگاه همه بخاطره جثه ی کوچکی که داشت مسخرش میکردن و اون از این موضوع ناراضی بود. پسرک تصمیم میگیره خودشو تغییر بده ولی نمیدونه قراره با چه اتفاقایی رو به رو بشه ... 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 ☆قسمتی از فیک☆ _دیگه تموم شد کوک. دیگه تموم شد ... من دوسِت ندارم ، لیاقتتو ندارم. برو با همون که هرروز باهاش بودی ... رابطه‌ی ما از اولشم اشتباه بود. نباید شکل می‌گرفت ... من با بال و پر دادن به عشقمون اشتباه کردم. تک‌خنده‌ای زد و ادامه داد: _عشقمون؟ ... حتی اصلا نمیدونم عشق بود یا نه ... من اشتباه کردم؛ اما تو با خیانت بهم ، از رویا بیدارم کردی. جونگ‌کوک_ولی تو ... ه..هیچوقت بهم اعتماد نداشتی! Name:Can you love me? Couple:Vkook Another couple:yoonmin Genres:Romantic_Smut_comedy_drama Writer: tata @Everythingaboutbtss وضعیت اپ: تمام شده
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Snowy Wish
  • Marry on a cross
  • that man / اون مرد " yoonmin"
  • 『𝐒𝐚𝐯𝐚𝐠𝐞 𝐑𝐨𝐬𝐞🥀』
  • MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱
  •  " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 "
  • 𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝 𝙆𝙞𝙨𝙨 | 𝘺𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده]
  • Darvin's Clover | VKOOK

¦𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: ChanLix, BinSung, ChangLix ¦𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Smut, Drama ¦𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: mahi01 ¦𝑹𝒆𝒏𝒅𝒊𝒕𝒊𝒐𝒏: Selene ¦𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍:@straykidsbl -نونا. با عقلت تصمیم نگیر. زندگیت...آینده‌ات رو خراب نکن. اولیویا تلخندی زد و از جیسونگ فاصله گرفت تا بتونه به چشم‌های پسر کوچیکتر از خودش نگاه کنه. -کدوم آینده سونگی؟ مگه...مگه من آینده‌ای هم دارم؟ جیسونگ قطره اشکی که روی گونه‌ی اولیویا افتاده بود رو با انگشتش گرفت. -متاسفم نونا... اولیویا لبخند زد و موهای جیسونگ رو بهم ریخت. -تو چرا بچه؟ تو چرا متاسفی؟ مگه تقصیر تو بوده؟ جیسونگ بغضش رو قورت داد و سرش رو پایین انداخت. -برای اونایی متاسفم که باهات اینکار رو کردن. برای برادر احمقت که حقیقت رو میدونه و هنوز هم انکارش میکنه! اولیویا پشت به جیسونگ به سمت میزش رفت. -مهم نیست. من خیلی وقته دارم با این درد میسوزم! ❄️💫 -مراقب خودت باش فلیکس. اینکه دارم میدمت دست چان، به این معنی نیست که برام بی ارزشی. اتفاقا چون خیلی باارزشی این کار رو کردم...چان به اعتمادم خیانت نمیکنه! ❄️💫 چان سرش رو جلو برد. لبهاش رو روی گونه ی فلیکس چسبوند و محکم بوسیدش. -وقتی خجالت میکشی قلبم تندتر میزنه. فلیکس خندید و دست هاش رو دور گردن چان حلقه کرد. چان لبهاش رو روی چونه ی فلیکس چسبوند و آروم مکید. فلی

More details
WpActionLinkContent Guidelines