A man in a coffee omen

A man in a coffee omen

  • WpView
    Reads 618
  • WpVote
    Votes 224
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, Sep 2, 2022
بکهیون یه فالگیر قلابی عه که با تیغ زدن ادما ی احمق پول در میاره و نمیدونه با گرفتن یه فال زندگی و اینده ی کسی رو خراب میکنه ، البته اصلا واسش مهم نیست چون معتقده احمقایی که واسه گرفتن فال ، اینده نگری و فاش کردن رازه زنه همسایشون موقع لاس زدن با گربه خونگیش پول میدن ارزش ندارن که حتی به خواد بهشون فکر کنه و همه چیز از مردی تو فال قهوه شروع میشه.... ~*~*~* کاپل : چانبک ~*~*~* ژانر : عاشقانه ، فانتزی ، کمدی ~*~*~* محدودیت سنی : +16 ~*~*~* زمان آپ : سه شنبه ها
All Rights Reserved
#61
کمدی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • CHROMANDA | VKOOK
  • ~Where's My Angel❄
  • Daddy And Little Girl
  • هل سيعود كل شي...؟
  • womb of oblivion
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • The miracle of birth

خلاصه: زیاد شنیدیم که میگند " تو دلیل زندگیمی" و ما میدونیم که این جمله حتی اگر هم از اعماق قلب باشه، باز یه اغراقه، نهایتش بعد اون، فقط یه چند ماهی مثل جهنم بگذره... نه؟! ولی این در مورد ققنوس ها متفاوته! جونگکوک واقعا و بی مبالغه میمیره، اگر تهیونگ نباشه... چون اون یه ققنوس فضاییه! "نمیدونم چند سال گذشت... ولی بالاخره تو زمین پیدات کردم. یه بار... نصف شب اومدم روی سرت و تو اون موقع فقط یه نوزاد کوچولو بودی، گریه میکردی و بهونه ی مادرت رو میگرفتی ولی وقتی من رو دیدی خندیدی... با اون تیله های سیاه درشتت بهم خیره شدی و برخلاف تصورم نترسیدی و فقط خندیدی... یکم که گذشت دیگه نتونستم خودم رو بهت نشون بدم و همیشه از دور سعی کردم مواظبت باشم تا موقع بازی کردن و مدرسه رفتن اذیت نشی... بزرگتر شدی... جلوی چشمهای خودم عاشق شدی..." CHROMANDA Wr: @purplimmo Main Couple: Vkook Genre: Fictional, Fantasy, Romance, Druma, Smut

More details
WpActionLinkContent Guidelines