Story cover for Niran [ TW2 ] by Eva_story
Niran [ TW2 ]
  • WpView
    Reads 9,415
  • WpVote
    Votes 1,580
  • WpPart
    Parts 22
  • WpView
    Reads 9,415
  • WpVote
    Votes 1,580
  • WpPart
    Parts 22
Ongoing, First published Sep 27, 2021
تهیونگ از قلمرو والونا، کسی که بین مردم محبوبه، برای رسیدن به پادشاهی به یک وارث نیاز داره! اما اون یک راز بزرگ رو پشت در خوابگاهش نگه می‌داره...
نیران! دو رگه‌ی انسان و پری که برای هر دو گونه یک لکه‌ی ننگه و وجودش باعث نحسیه...
کسی که زیر سایه‌ی والامقام تهیونگ، مخفیانه زندگی می‌کنه و با وجود اینکه لیاقت این کار رو نداره، اما عاشق شاهزاده‌ی سرد و سخت دل والونا می‌شه...
کیم تهیونگی که فقط به قدرت و رسیدن به پادشاهی فکر می‌کنه.
قصه‌ی بلند این پری‌زاده‌ی مخفی رو در "نیران" دنبال کنید.

■ کاراکترهای اصلی: تهیونگ، نیران
■ کاراکترهای فرعی: شوگا، سانی
■ ژانر: تاریخی، فانتزی، عاشقانه

به قلم ایوا🍃
All Rights Reserved
Sign up to add Niran [ TW2 ] to your library and receive updates
or
#588یونگی
Content Guidelines
You may also like
* Dawn After Dark ( طلوع بعد از تاریکی ) * by nana_is_here
29 parts Ongoing
[ من گفتم سقوط درد نداره چون تو اون کسی بودی که من رو از بلندترین پرتگاه به پایین هل داد! قلبم رو با چاقو هزار تکه کن اما لطفا مواظب باش چاقو به دستت آسیب نزنه! ] * یونا دختری که پدر و مادرش رو در کودکی در حادثه ی تصادف از دست میده و مادربزرگ پیرش سرپرستی اون رو به عهده میگیره..‌ اما زندگی با یونا مهربون نیست و اون قبل از اینکه به سنِ قانونی برسه آخرین عضو از خانوادش یعنی مادربزرگش رو هم از دست میده... دولت اون رو به یه یتیم خونه در سئول منتقل میکنه و خیلی طول نمی‌کشه از اینکه یه راهبه به اسم میا اون رو به سرپرستی میگیره و با خودش به کلیسا میبره... یونا تمامِ ویژگی های یه دختر خوب و معصوم رو داره ولی چی میشه اگر تصمیم بگیره به یه آدمِ اشتباه دل ببنده؟! " به هر حال همیشه دخترای خوب متعلق به پسرای بد هستن" ____________________________________ 🏷 اتفاقات، حوادث ، رویدادها ، سازمان ها و قوانین این داستان ممکن است با واقعیت مطابقت نداشته باشد.
خنجر زخمی 🔞 상처 입은 단검  by ErneIoang
69 parts Ongoing
نویسنده: Kai ژانر: دارک / عاشقانه/ اسمات/ غمگین / تعداد پارت : ۲۰۰ شخصيت اصلی : جونکوک / کانگ ا/ت شخصيت فرعی : مین بیونگ سو ۱۸ ساله / مین سوهی ۳۷ساله / لی یونگ ۴۱ ساله/ می‌یونگ ۲۰ ساله / شخصيت هاي دیگی هم خواد آمد و با آن ها هم آشنا میشید .... "خنجر طلا "چه اسمی داشت حتی نوشتنش هم آدم رو به چالش میندازه خنجر طلا پسری ۳۰ ساله با سه اخلاف معروف ... / شوخ تب / خشن / مرموز / .... خنجر طلا رئیس میز ( کاساکان ) و همچنین لقب خنجر طلا و رتبه دوم بزرگ ترین مافیا.... اینم از معرفی خنجر طلا ما رویایی داشتن یک عشق و بودن با آن عشق چه زندگی خوبی خواهد بود در نهایت عشق می‌بازد یا نه عشق مثل پری میمونه میان باد های صحرا عشق آدم ها رو فقد در میان قفس یارش میندازه درست مثل مینی اون فقد با حس عاشق شدن بهش نزدیک شد فقد همین ولی فقد میخواست خانم اون عمارت بشه و حرف خوردن از صاحبه کارش خسته از شستن ظرف های هر رستورانی حرف شنیدن و فوش دادن بهش از طرف مشتری های پرو و از خود راضی دیگه واقعا خسته بود ... فقد یک شانس از خدا خواست که خدا هم براش رقم داد ..... اون هیچ تقصیری نداشت اون مرد فقد اسیر عشق اون دختر شده بود تقصیره فقد این بود که عاشق اون شده بود فقد همین ولی عشق راه بد تری رو براش رقم زد عشق اونا رو به دشمنی خون کشید ....
نفرت و عشق  by jeon_hanmen
26 parts Ongoing
( پایان یافته ) نفرت در برابر عشقی که بهت داشتم داشتن یه زندگی خوب همیشه خوشبختی نمیاره گاهی وقت باید زندگی کرد گاهی باید عاشق شد اما عاشق چه کسی کسی که عشقت رو به تمسخر بگیره غرورت رو بشکنه قطعا نه دوختری فقیری که بدون در نظر گرفتن موقیت خودش عاشق پسری پول دار مغرور و پرو میشه وقتی پسر از این علاقه دوختر خبر دار بشه بدون توجه به احساسات اون دوختر عشقش رو به تمسخر میگیره و باعث نفرت در برابر عشقی میشه وقتی از روی نادانی عشقی که بهش داره روی به تمسخر میگیره و بعد ها متوجه این میشه که اون هم دیوانه وار عاشقش بود اما خودش هم نمیخواد این رو باور کنه و عشقی که توی دلش هست رو انکار میکنه چوی ا،ت دوختری ۱۸ ساله زیبا باهوش و مغرور که با پدر بزرگ و مادر بزرگ اش توی خانواده ای فقیر زندگی میکنه پدر و مادرش توی کودکی از دست داده و بخاطر وضعیت مالی اش نتونسته درسش رو ادامه بده و با دوست صمیمی اش لی سوزونهوا توی کافه کار میکنه _______________________________________ جئون جونگکوک پسری 28ساله جذاب مغرور پرو و هوس باز که با پدر مادر توی خانواده ای پول دار زندگی میکنه تنها کسی که بهش اعتماد داره و باهاش صمیمی دوست اش کیم تهیونگ ژانر ؛ عاشقانه رمانتیک درام کمدی غمگین انتقامی تعداد فصل ها ؛ یکی تعداد پارت ها ؛ نامعلوم نویسنده : han
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
71 parts Ongoing
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
💲Banker💲بانکدار( JK version) by TootakHp
28 parts Ongoing
نام فیکشن : Banker ( بانکدار ) Season 1 مترجم و بازنویس : Tootak ❌ این داستان استریت است ! ❌ ورژن تهیونگ همین داستان رو میتونید از صفحه خودم پیدا و دنبال کنید گوگولیااا😍💜 °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° " I own everything. Now I own her....... " خلاصه : اونها پدرم رو گرفتند. بعد از اون نوبت منه ، مگه اینکه با خواسته شون موافقت کنم . زمین زدن قدرتمندترین مرد کره . جئون جونگکوک ! °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° « فکر میکنی میتونی از من باهوش‌تر باشی؟! بامزه ست . ولی یادت نره...این شهر مال منه...و حالا...تو هم همینطور ! » « فکر میکنی نمیدونم داری چیکار میکنی؟! من همه چی رو میدونم و با این حال هنوزم میخوامت. » « مهم نیست چی میخوای ! نمیذارم ترکم کنی . تو مال منی و همیشه مال من میمونی. » « اگه بهم خیانت کنی ، هیچ جا تو این دنیا نیست که بتونی ازم قایم بشی . هیچ‌ جا! » « برای تو میکشم...برای تو میمیرم ! ولی..‌.جرعت نکن پامو لگد کنی. » Gener : Straight / Dark romance / Mafia / Crime / Revenge / Smut / Angst / Psychological drama Couple : Jeon jungkook & Kim minso Another carecter's : Jeon jimin / Kim namjoon / Jung hoseok / &........ Translator : Tootak
You may also like
Slide 1 of 10
《𝐒𝐥𝐨𝐰 𝐃𝐞𝐚𝐭𝐡》 cover
* Dawn After Dark ( طلوع بعد از تاریکی ) * cover
خنجر زخمی 🔞 상처 입은 단검  cover
ꫝꪖ𝕥𝕣ꫀᦔ🥀 cover
نفرت و عشق  cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
котёнок. cover
🦋the silent cry of love🦋 cover
💲Banker💲بانکدار( JK version) cover

《𝐒𝐥𝐨𝐰 𝐃𝐞𝐚𝐭𝐡》

20 parts Complete

"_ دوسم داری؟ +خب...تو همسرمی _ پس عاشقمی؟ تهیونگ با دیدن سکوت جنی، لبخند تلخی میزنه : یونگی... نه؟ بازم جوابی دریافت نمیکنه : دوسش داری؟ دست جنی رو که تصمیم به سکوت گرفته، میگیره و میگه : خودتو ناراحت نکن فقط میخواستم بدونم اگه یه روز نباشم، یکی هست که دلش برام تنگ بشه یا نه!" نویسنده : fairy وضعیت : پایان یافته نام : مرگ تدریجی ژانر : کلاسیک، عاشقانه، انگست، درام کاپل ها : تهنی، یونی