
کاپل ها : ویکوک ، جیکوک و ... ژانر : غمگین ، هپی اند و ... دکتر با صورتی شکست خورده از اتاق عمل بیرون اومد و مشغول در آوردن دستکش هاش شد . سراسیمه و نگران به طرف دکتر رفت و پرسید_ آقای دکتر چیشد دکتر سرش رو بلند کرد و به مرد جوان خیره شد با صدای آروم زمزمه کرد_ متاسفم ما ایشون رو از دست دادیم تهیونگ با این حرف سرگیجه ی بدی بهش دست داد . نگاهشو به اتاق عمل داد . پرستار ها تختی که روش با پارچه ی سفیدی پوشیده شده بود رو خارج میکردن . به طرف تخت دوید و پارچه ی سفید رو با ضرب از صورت عشق زندگیش کنار زد با صدایی نسبتا بلند گفت_کوک قشنگم ... پاشو ... پاشو عشقم ... بلندشو ... مگه قرار نبود بچه دار بشیم ؟ ... قرار بود برا بچمون اتاق بگیریم ... بیبی پاشو قرار بود تورو ببرم شهر رویاهات ... قرار بود یه عمارت بزرگ بخرم توش زندگی کنیم ... پاشو عشقم چرا دراز کشیدی و چشماتو بستی ؟ ... چرا چشمای قشنگتو از من دریغشون میکنی ؟! ... پاشوو ... کوک خواهش میکنم ... التماست میکنم ... پاشو کوک ... قول میدم دنیا رو به پات بریزممم ککووکککککک همونطور که پرستار ها میکشیدنش تا ببرنش اسم کوک رو فریاد میزد_ولم کنین ... بزارید با کوک برم ... بزارید منم برم پیشش من نمیتونم بدونش زندگی کن .... کجا میبرینش وووللللمم کننننییین نهههههههههههههههه روزای آپ : جمعهAll Rights Reserved