Fanaa [VKook]

Fanaa [VKook]

  • WpView
    MGA BUMASA 716
  • WpVote
    Mga Boto 180
  • WpPart
    Mga Parte 5
WpMetadataReadMatureKumpleto Wed, Feb 23, 2022
فنا | Fanaa نابود شدن توسط خود، در عاشق ترین حالت ممکن. "هر بار که تو رو بغل کردم و بوسیدم. هر بار که میخندیدی و هر بار که توی اغوشت شب رو سحر میکردم؛ تمام اون دفعات، تو من رو تا بهشت میبردی. فکر کردی بهشت همیشه یه جای دوره؟ خب باید بگم جئون جونگکوک اشتباه میکنی. چون برای من، بهشت تویی!" - داستان کوتاه، نوشته‌ای تمام شده از اکتبر
All Rights Reserved
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • Lior[VKOOK]
  •  Senior and my father | V Kook
  • Tweet home🐇
  • Entertain me(complete)
  • Cherry - vkook
  • Blind slave
  • Rescue | نجات
  • Vkook ; hate
  • painful love
  • 𝑰 𝑫𝒐𝒏'𝒕 𝑾𝒂𝒏𝒏𝒂 𝑭𝒐𝒓𝒈𝒆𝒕 {𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤}

ژانر:مدرسه ای _اسمات_عاشقانه_دارک_مافیایی زمان آپ :نامعلوم نوع قلم:سوم شخص از بچگی همسایه بودیم اون ساکت و برون‌گرا من پر انرژی برون‌گرا دو سال ازم بزرگتر بود رابطمون تا وقتی من 14 سالم بود اسمش دوستی بود یک شب در حالی که دریا در آغوش سیاهی شب فرو رفته بود شدم دوست پسرش اما عمر رابطمون کوتاه بود از هم جدامون کردن حالا من توی یه مدرسه ی جدیدم نمیتونم هیچوقت فراموشش کنم اما با گذشت یک سال باهاش کنار اومدم اما...

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman