Blue Ice.

Blue Ice.

  • WpView
    MGA BUMASA 52,085
  • WpVote
    Mga Boto 6,685
  • WpPart
    Mga Parte 25
WpMetadataReadKumpleto Mon, Jul 18, 2022
هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n
All Rights Reserved
#285
zaynmalik
WpChevronRight
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • Blue Job🫧
  • MY BOY
  • "scenario"
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • red gun/vkook
  • Let go of the past
  • .𝐒𝐭𝐫𝐚𝐰𝐛𝐞𝐫𝐫𝐲.
  • 🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی
  • Our runaway love💘
  • مجموعه گودال سیاه

جون کوک، امگایی ۲۰ ساله فقیر با رایحه‌ی ملایم وانیل، کیوت، بازیگوش و یه کم تخس و پررو. خانوادش رو تو بچگی از دست داده تو بار کار می‌کنه و با شوخی‌ها و شیطنت‌ها همیشه فضا رو گرم نگه می‌داره. تهیونگ مردی مغرور و قدرتمند صاحب برند کلوین کلاین با رایحه‌ی تلخ و خاص ویسکی، که همه بهش احترام می‌ذارن. دیدار اولشون پر از چالش و تنش بود، اما جون کوک با ناز و شیطنت دیگه نمی‌ذاره تهیونگ اولین دیدارش با اون خرگوش از ذهنش بیرون بره.

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman