monster under the bed

monster under the bed

  • WpView
    GELESEN 891
  • WpVote
    Stimmen 118
  • WpPart
    Teile 2
WpMetadataReadAbgeschlossene Geschichte So., Okt. 31, 2021
👥: Yoonmin 👹: horror _________________________________________ صاف رو زمین‌ فرود اومد‌ و جلوش زانو‌ زد ، پنج‌ انگشتش‌ رو آورد بالا و با هر قانون‌ یکی رو پایین‌ می آورد: می ریم‌ تو اتاق ایینه‌ ، چشمات‌ رو می بندی و سه بار دور خودت می چرخی ، ده ثانیه وقت داری فرار کنی جیمین انگار هنوز بخودش‌ نیومده بود و تو هپروت سیر می کرد , اون‌ فقط نه سالش بود ، چرا باید گیر هیولای زیر تختش‌ می افتاد؟ با شنیدن‌ کلمات‌ بعدی یونگی‌ تمام اعضای بدنش‌ گوش شدن‌ و مشغول‌ به شنیدن ، اون بچه‌ زرنگی‌ بود ‌. : اگه بتونی‌ تا فردا گیر من نیوفتی‌ می زارم‌ بری همین کافی بود تا جیمین کمی‌ از درخشندگی‌ صورت‌ رو به دست بیاره‌ اما با ادامه‌ جمله مرد ، نابودی رو با بند بند وجودش حس کرد . مرد لبخند خبیثی‌ زد و دستش‌ رو روی شونه‌ جیمین گذاشت‌ : اما‌ اگه گیرت بیارم‌..... _________________________________________ ❌لطفا کسانی که فوبیا‌ دارن مثل : ترس از تاریکی ، مکان های تنگ ، حشرات‌ ، خون.....، و روحیات لطیفی شون تحمل‌ اینجور داستان ها رو نداره لطفا نخونن‌❌🔞
Alle Rechte vorbehalten
#110
horror
WpChevronRight
Werde Teil der größten Geschichtenerzähler-CommunityErhalte personalisierte Geschichtenempfehlungen, speichere deine Favoriten in deiner Bibliothek und kommentiere und stimme ab, um deine Community zu vergrößern.
Illustration

Vielleicht gefällt dir auch

  • vampires shift
  • The curse of death
  • 🛑Host_VKOOK🛑
  • surrounded by Evil
  • kurdish_one shot
  • He is change
  • Brat bunny kills
  • Horror Story (+18)
  • عنوان القصة
  • Accomplisher (Z.M)

جونگکوک برای یه ماموریت به یه شهر مرموز میره و تازه میفهمه حرفایی که درمورد اونجا شنیده شایعه نیست خلاصه*~~~ -خودتو با اینکه تهیونگ عاشقته گول نزن -احساس گناه چیز بدیه -عشق؟ توی لغت نامه کیم تهیونگ تعریف نشده. -مامانتو خیلی دوس داشتی مگه نه؟ #vkook #horror #romance

Mehr Details
WpActionLinkInhaltsrichtlinien