murmurous
  • WpView
    Reads 220
  • WpVote
    Votes 26
  • WpPart
    Parts 14
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Aug 27, 2024
کلیتی از جزء‌ها: قدم‌های من برای رفتن کند و خودم برای ایستادن، بیش از چیزی که باید ضعیفم. من برای شروع و ادامه دادن بیش از چیزی که باید خسته و برای اتمام بیش‌ از چیزی که باید ترسوام. من برای داشتن چیزهای بزرگ برای امید زیادی کم، و برای داشتن چیزهای کوچک کمی خالی‌ام. پس چند چیز رو بهم گره می‌زنم، تا کنار درخت تنهایی که مثل من فقط می‌بینه و می‌شنوه فقط بشنوم و نفس بکشم.
All Rights Reserved
#191
درام
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Blue Ice.
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • I'M JUST SENSITIVE .. ]
  • dancing on glass🍷
  • ∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە
  • Brothers (Taekook)
  • Blueberry scent
  • este amor es silvestre ❤️‍🔥
  • [ My Lost Angel ]
  • Challenge = life
Blue Ice.

هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n

More details
WpActionLinkContent Guidelines