'پرندهی قلب بیتابم تا ابد و یک روز زندانی در قفس حرفهای دیگران خواهد ماند. در انتظار آزادی لمس دستانت، درست مقابل چشمان این مردم خواهد پوسید. و آنها خاموش میمانند، خاکستر شدن این عشق پررنج را تماشا میکنند و از کنار آن به سادگی میگذرند؛ چرا که تو و من از جنس اسارتی هستیم که در تکتک اعضا و جوارحمان رخنه کرده است. به راستی که معجزهی رهایی هرگز برای ما اتفاق نخواهد افتاد.'
-Sad Ending
-Louis Top
-Angst/Drama
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
~آخه لویی من تا ب حال هیچوقت چنین حسی رو ب هیچکی نداشتم این برام عجیبه...
.
.
.
~زین من امروز یه گندی زدم و برای اولین بار از اینکه کسیو به فاک دادم پشیمونم...
لری و زیام💙💚🧡❤️
Top ranked: #15 on ziammayne