Godfathers | YoonMin

Godfathers | YoonMin

  • WpView
    LECTURAS 14,387
  • WpVote
    Votos 2,082
  • WpPart
    Partes 29
WpMetadataReadContenido adultoConcluida mié, oct 2, 2024
┊Fic Name➺ Godfathers 🎲 ┊Main Couple➺ YoonMin ┊Sub Couple➺ VKook, NamJin ┊Genre➺ Crime, Thriller, Erotic, Angst, Smut ┊Telegram➺ BTSGALAXYIR ┊Summary↴ سیاست‌های خاص مرد مقید قانونی مثل مین یونگی تغییر ناپذیر بودن. اون به تمام مظنون‌های پرونده‌ش به چشم یک طعمه‌ برای شکار نگاه می‌کرد ولی ملاقاتش با مظنون حیله‌گری که تبحر خاصی توی فریبندگی داشت، منجر به یک لغزش کوچیک از جانب دادستان مین شد؛ لغزشی که زندگی اون رو دچار تحولی ممنوعه اما آتشین کرد! ┊Teaser↴ _من چیزهای زیادی از زندگی خواستم. زنده موندن، متلألی‌ترین آرزویی بود که برای رسیدن به اون تقلا کردم. زنده موندن من رو برای جاه‌طلبی حریص‌تر کرد. اما یک‌‌روز وقتی دیدم یکی از بزرگ‌ترین موانع من برای رسیدن به اهدافم، دادستانِ نابودگر این کشوره، فهمیدم دیگه خواسته‌های حریصانه‌م رو نمی‌خوام. +خب؟ پس تو چی می‌خوای؟ _من تو رو می‌خوام! نیاز من از این زندگی زنده موندن نیست. نیاز من زندگی کردن برای توئه مین یونگی.
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Coshay / نامیرا
  • Give me back my camera
  • WonderWall
  • 💎Crystalline💎
  • 𝗙𝗮𝗸𝗲𝗖𝗵𝗮𝘁 𝗕𝗼𝗼𝗸
  • Heartbeat |موقتاًمتوقف‌شده|
  • wrong home
  • Finix (yoonmin)
  • Is it mine?!
  • lucky

پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido