Godfathers | YoonMin

Godfathers | YoonMin

  • WpView
    Reads 14,874
  • WpVote
    Votes 2,098
  • WpPart
    Parts 29
WpMetadataReadMatureComplete Wed, Oct 2, 2024
┊Fic Name➺ Godfathers 🎲 ┊Main Couple➺ YoonMin ┊Sub Couple➺ VKook, NamJin ┊Genre➺ Crime, Thriller, Erotic, Angst, Smut ┊Telegram➺ BTSGALAXYIR ┊Summary↴ سیاست‌های خاص مرد مقید قانونی مثل مین یونگی تغییر ناپذیر بودن. اون به تمام مظنون‌های پرونده‌ش به چشم یک طعمه‌ برای شکار نگاه می‌کرد ولی ملاقاتش با مظنون حیله‌گری که تبحر خاصی توی فریبندگی داشت، منجر به یک لغزش کوچیک از جانب دادستان مین شد؛ لغزشی که زندگی اون رو دچار تحولی ممنوعه اما آتشین کرد! ┊Teaser↴ _من چیزهای زیادی از زندگی خواستم. زنده موندن، متلألی‌ترین آرزویی بود که برای رسیدن به اون تقلا کردم. زنده موندن من رو برای جاه‌طلبی حریص‌تر کرد. اما یک‌‌روز وقتی دیدم یکی از بزرگ‌ترین موانع من برای رسیدن به اهدافم، دادستانِ نابودگر این کشوره، فهمیدم دیگه خواسته‌های حریصانه‌م رو نمی‌خوام. +خب؟ پس تو چی می‌خوای؟ _من تو رو می‌خوام! نیاز من از این زندگی زنده موندن نیست. نیاز من زندگی کردن برای توئه مین یونگی.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Losers Club[hyunlix]
  • EGO
  •  𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🖤🌿Kookv~
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • Lovelorn
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • My you
  • Flight Night
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines