Neighbor

Neighbor

  • WpView
    Reads 330
  • WpVote
    Votes 54
  • WpPart
    Parts 15
WpMetadataReadMatureComplete Fri, Nov 5, 2021
WpInfo
Fiction
Romance
.. به سمت حیاط رفتم..راب به همراه یه مرد قد بلند و خوشتیپ بود..کت شلوار سرمه ای با یه پیرهن مشکی تنش بود..کراواتشم شل بسته بود....لیوان مشروب دستش بود.. یه دستشم تو جیب شلوارش بود.. موهای بلند و آشفته.. ته ریش.. مثل یه مجسمه زیبا.. آرام آرام با قدم های شمرده به سمتشون رفتم..وقتی راب متوجه حضورم شد به سمتم اومد. راب:بیب ایشون همسایه مون هستن..متیو گرام متیو با لبخند به من نگاه میکرد متیو:سلام همسایه دستشو به سمتم دراز کرد.. دستشو گرفتم:فلورا هستم. از دیدنتون خوشبختم.. با همون لبخندش بهم نگاه میکرد.. خودش بود..متیو گرام..همون متیو که 10 سال پیش منو دوستام روش کراش زده بودیم و کل مدرسه رو به خون میکشیدیم که کسی دیگه روش کراش نزنه..فک میکردیم فقط مال ماست.. همون متیو بود.
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Tattoo artist
  • Liora│لیورا
  • bleak'
  • котёнок
  • 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘦𝘵𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘪𝘯𝘴𝘵𝘪𝘯𝘤𝘵
  • Seoul City|سئول سیتی
  • Two  Brothers (KV)
  • هم تیمی، Jude & Haaland
  • They𐙚 «Vk/Kv»
  • 𝑭𝒓𝒐𝒎 𝑩𝒆𝒂𝒕𝑖𝒏𝒈 𝑻𝒐 𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔

احمقایی که فقط به فکر خوش گذروندنن و زندگیو شوخی میبینن، البته تا قبل از اینکه پاشون به مسائل عشقی وا شه! Cople: hyunlix, minsung, maybe jilix? Genre: AU, comedy, romance, smut

More details
WpActionLinkContent Guidelines