I need you boy

I need you boy

  • WpView
    Odsłon 7,617
  • WpVote
    Głosy 916
  • WpPart
    Części 31
WpMetadataReadW trakcie
WpMetadataNoticeOstatnia publikacja wt., sty 10, 2023
WpInfo
Fanfikcja
BTS
Name: I need you boy Ganer:smut,,romenc,angst Cupels:taekook _شرمنده ام..خیلی شرمنده ام..نمیدونم حق دارم باهات حرف بزنم یا ن اما امیدوارم درک کنی،نمیتونم..نمیتونم،بپذیرم تو نباید به عشقت قول رسیدن به معشوق بدی،!!. سرش را با بهت بالا اورد و چشمان سرخش از تعجب باز تر شد. پس تهیونگ میدانست جانگکوک عاشقش شده است!. _من.. نگذاشت جمله جانگکوک ادامه داشته باشد،میدانست میخواهد خودش را توجیح کند. انگشت کشیده اشاره اش را روی لب های لرزان و داغ پسر فشرد. _نه..نمیتونی این احساست رو ادامه بدی،نباید دیگه بهم فکر کنی!؛از امروز به بعد تو دونسنگ منی! و باید منو فقط..و فقط هیونگ صدا بزنی!. #bts #fictin #kookv #vkook #yoonmin #taehyung #jungkook #parkjimin #minyoongi #ویکوک #یونمین #فیکشن #تهیونگ #جانگکوک #جیمین #یونگی Mery.k
Wszelkie Prawa Zastrzeżone
#217
parkjimin
WpChevronRight
Dołącz do największej społeczności pisarskiejOtrzymuj spersonalizowane rekomendacje dzieł, zapisuj ulubione dzieła w bibliotece oraz komentuj i głosuj, aby rozwijać swoją społeczność.
Illustration

To może też polubisz

  • Blue Ice.
  • | Taste Of Love | Kookmin
  • este amor es silvestre ❤️‍🔥
  • Blueberry scent
  • dancing on glass🍷
  • [ My Lost Angel ]
  • Brothers (Taekook)
  • ∘ ژیانی شاخ ∘تەواو بووە
  • I'M JUST SENSITIVE .. ]
  • Challenge = life
Blue Ice.

هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n

Więcej szczegółów
WpActionLinkWytyczne Treści