edgy life

edgy life

  • WpView
    MGA BUMASA 1,123
  • WpVote
    Mga Boto 117
  • WpPart
    Mga Parte 9
WpMetadataReadMatureOngoing2h 53m
WpMetadataNoticeHuling na-publish Fri, Jan 13, 2023
سلام... خب این اولین فیکشنی هست که دارم مینویسم این فیک پر از مشکلاتی هست که واسه اطرافیانم افتاده یا در حال افتادن و اینکه امیدوارم با خوندنش فکر اینکه این موضوعات فقط واسه شماها میوفتن رو از فکرتون بیرون کنید. از بعضی ها این دوره رو رد کردن از بعضی ها تو این دوره موندن و از بعضی ها هم هنوز به اون دوره نرسیدن میدونم حرف هام مبهمه ولی وقتی فنفیک رو بخونید متوجه میشید چی میگم. ----------------------------------------------------------------- راستش تو خلاصه کردن اصلا خوب نیستم سو اگه پارت اول رو بخونید میفهمین چی به چیه و داستان چجوری قراره پیش بره امیدوارم خوشتون بیاد ----------------------------------------------------------------- کاپل ها:یونمین، تهکوک ----------------------------------------------------------------- ژانر :رمنس، انگست،اسمات، روزمره، مدرسه ای -----------------------------------------------------------------
All Rights Reserved
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • Haven [Kookv, Yoonmin]
  • 𝙻𝚘𝚟𝚎𝚛 & 𝚂𝚕𝚊𝚟𝚎
  • 𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜
  • My little cherry ( Kookv )
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • Tacenda

زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman