gnossienne

gnossienne

  • WpView
    Reads 9,594
  • WpVote
    Votes 1,123
  • WpPart
    Parts 21
WpMetadataReadOngoing3h 45m
WpMetadataNoticeLast published Sun, Aug 11, 2024
⎙ قسمتی از متن↶ با نشستن بوسه روی لاله گوشش لرز توی تنش تشدید شد و جوشش چیزی رو تو چشمش حس کرد پلوتو نمیتونست انقدر کثیف باشه ،میتونست؟ گزارشگری که به خونه خانواده ایی رفته بود و از مراسم سوگواری مرگ جوونی گزارش میداد ،پسری که شبونه توسط زورگیرای محله اش خفت شده بود و بخاطر مقاومتش به قتل رسیده بود ؟! پسری به اسم لی فلیکس ... حالا فلیکس حتی هویت هم نداشت،این هم ازش دریغ شده بود ،مثل چیزایی دیگه ایی که ازش گرفته شده بود، عشقش ، کارش ،خانوادش،زندگیش،گرایشش و هزار چیز دیگه ...! اما حداقل برای خانواده اش خوشحال بود،حال اون لکه ننگ از زندگیشون پاک شده بود و میتونستن سرشون رو بالا بگیرن . _سوگواریت تموم شد بیا بالا تو اتاقم مرده ی متحرک !!!!! کاپل :چانگلیکس گروه:استری کیدز #changlix #smut #straykids #skz
All Rights Reserved
#744
seungmin
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Snowy Wish
  • Little Bunny
  • my wolf🐺
  • 𝙞𝙣𝙨𝙩𝙖𝙣𝙩 𝙠𝙖𝙧𝙢𝙖 [KookV]
  • 𝑴𝒏𝒊𝒆́𝒓𝒆́
  • Amareath.
  • Mirage [ Completed ]
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق
  • Under the Skin of the Moon

¦𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: ChanLix, BinSung, ChangLix ¦𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Smut, Drama ¦𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: mahi01 ¦𝑹𝒆𝒏𝒅𝒊𝒕𝒊𝒐𝒏: Selene ¦𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍:@straykidsbl -نونا. با عقلت تصمیم نگیر. زندگیت...آینده‌ات رو خراب نکن. اولیویا تلخندی زد و از جیسونگ فاصله گرفت تا بتونه به چشم‌های پسر کوچیکتر از خودش نگاه کنه. -کدوم آینده سونگی؟ مگه...مگه من آینده‌ای هم دارم؟ جیسونگ قطره اشکی که روی گونه‌ی اولیویا افتاده بود رو با انگشتش گرفت. -متاسفم نونا... اولیویا لبخند زد و موهای جیسونگ رو بهم ریخت. -تو چرا بچه؟ تو چرا متاسفی؟ مگه تقصیر تو بوده؟ جیسونگ بغضش رو قورت داد و سرش رو پایین انداخت. -برای اونایی متاسفم که باهات اینکار رو کردن. برای برادر احمقت که حقیقت رو میدونه و هنوز هم انکارش میکنه! اولیویا پشت به جیسونگ به سمت میزش رفت. -مهم نیست. من خیلی وقته دارم با این درد میسوزم! ❄️💫 -مراقب خودت باش فلیکس. اینکه دارم میدمت دست چان، به این معنی نیست که برام بی ارزشی. اتفاقا چون خیلی باارزشی این کار رو کردم...چان به اعتمادم خیانت نمیکنه! ❄️💫 چان سرش رو جلو برد. لبهاش رو روی گونه ی فلیکس چسبوند و محکم بوسیدش. -وقتی خجالت میکشی قلبم تندتر میزنه. فلیکس خندید و دست هاش رو دور گردن چان حلقه کرد. چان لبهاش رو روی چونه ی فلیکس چسبوند و آروم مکید. فلی

More details
WpActionLinkContent Guidelines